آموزش و پرورش نخبگان
چگونگي تمدن و فرهنگ هر ملت را از چگونگي توجه به آموزش و پرورش ميتوان دريافت آموزش و پرورش كشورمان را دريابيم و واقعاً جدي بگيريم كه فردا بسيار دير است در نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروهاي نخبه فراواناند كه جايگاه اصلي آنان بايد در آموزش و پرورش باشد. نخبه بذري است اصلاح شده و مستعد و بارور كه محصولي نخبه و آرماني ببار ميآورد يعني جوانان نخبه حاصل تلاش معلمان نخبه هستند.
سيدامين شجاعي
چگونگي تمدن و فرهنگ هر ملت را از چگونگي توجه به آموزش و پرورش ميتوان دريافت آموزش و پرورش كشورمان را دريابيم و واقعاً جدي بگيريم كه فردا بسيار دير است در نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروهاي نخبه فراواناند كه جايگاه اصلي آنان بايد در آموزش و پرورش باشد. نخبه بذري است اصلاح شده و مستعد و بارور كه محصولي نخبه و آرماني ببار ميآورد يعني جوانان نخبه حاصل تلاش معلمان نخبه هستند.
نخبه كيست؟
1. نخبه كسي است كه خرد را جاشنين احساسات ميكند، اين حكم در همه مراحل آموزش و پرورش صادق است و بايد مراعات شود.
2. آموزش و پرورش را «عيبياب» ميداند، نه «عيبپوش» يعني به اعتقاد او در حوزه آموزش و پرورش تعرف و تعافل راه ندارد.
3. تفكر تأملي را جانشين تفكر تخيلي ميكند، يعني فكر و ذكر.
4. تفكر انتقادي را جانشين تفكر سفارشي ميكند، او سره را از ناسره تشخيص ميدهد.
5. تفكر خلاق را جانشين تفكر تقليدي ميكند، زيرا معلم خلاق محصول خلاق بار ميآورد.
6. تجربه عيني و علمي را جانشين تجربه شخصي و فردي ميكند.
7. مديريت علمي را جانشين مديريت خود يافته و گرايشي ميكند.
8. راهنمايي و رهبري هوشمند را جانشين پند و اندرز صرف ميكند.
9. واقعبيني و واقعگرايي را جانشين خوشبيني و بدبيني بيمار گونه ميكند.
10. تغيير و تحول و پيشرفت را كانون يا «قلب» آموزش و پرورش ميداند.
11. يادگيري خود را بر يادگيري شاگرد مقدم ميشمارد.
12. همه دورههاي آموزشي را «مدرسه» تلقي ميكند.
13. فاصلههاي زيانبار و مصنوعي دورههاي تحصيلي را از بين ميبرد زيرا همه آنها هدف واحدي را دنبال ميكنند و آن هدف، بار آوردن «انسان آرماني» است.
14. مدارس (ابتدايي، راهنمايي، دبيرستان، پيشدانشگاهي) را كيفيت ميبخشد او كيفيت را بر كميت ترجيح ميدهد تا حاصل آن، انسانهاي با كفايت و آرماني باشد.
15. تربيت معلم را جدي و سخت ميگيرد زيرا بدون آن آموزش و پرورش سالم و موثر غيرممكن است.
1-15. هيچكس، در هر شرايط تحصيلي كه باشد حتي با بالاترين مدرك تحصيلي بدون شركت جدي و فعال در دوره خاص تربيت معلم به امر تدريس نبايد بپردازد.
2-15. مراكز تربيت معلم نبايد پناهگاه كساني باشد كه محرومان مراكز آموزش عالي هستند.
16. تشكيل و برگزاري و كارگاههاي آموزشي را جانشين كلاسها يا دورههاي به اصطلاح آموزش ضمنخدمت كه با انگيزه كسب امتياز تشكيل ميشوند، ميكند.
17. مدارس را از شكل پژمردگي و بيخاصيتي بيرون ميآورد و به منابع و مراكز يادگيري فعال و همگاني تبديل ميكند.
18. او معتقد است كه مدارس بدون ديوار و حصار با درهاي هميشه باز به روي همه شهروندان بايد باشد.
19. انسان ماندن و انساني رفتار كردن را شرط ضروري معلمان و محصلان ميداند.
20. از گذشته و گذشتگان و تجربهها استفاده ميكند اما در «گذشته» باقي ميماند.
21. از انديشيدن و آموختن و تغيير دادن و تغيير يافتن نميهراسد زيرا به خوبي آگاه است كه جهان امروز به سرعت در حال پيشرفت است، او ترس را عامل ركورد و انجماد ميداند و…
در ديگر كشورها
1. بسياري از كشورهاي صنعتي در صيد نخبگان برنامهريزيهاي دقيق، به موقع و سياسي كردهاند، در حقيقت كشورهاي صنعتي و سلطهگر با برنامههاي استعماري سعي ميكنند با برگزاري مسابقات جهاني و انتخاب بهترينها مخصوصاً از كشورهاي در حال توسعه و جهان سوم با دادن امتيازهاي مادي و رفاهي و با تبعيضات فراگير و گوناگون، به اهداف خود نايل آيند.
2. كشورهاي پيشرفته كه از سويي مغزهاي متفكر و ارزشمند را به آساني و ارزاني خريداري ميكنند از سوي ديگر خود به معلم و تربيت معلم و آموزش و پرورش بسيار اهميت ميدهند تا آنجا كه اولين اولويت در كنكورهاي دانشگاهي به «تربيت معلم» تعلق ميگيرد و بيشترين حقوق و مزايا به معلمان اختصاص دارد.
3. در اغلب كشورهاي پيشرفته از جمله ژاپن، فرانسه، انگليس، كره جنوبي، آمريكا چهرههاي گوناگون از مليتهاي مختلف در زمينههاي علمي و در اداره كارها به چشم ميخورد و غالباً اين چهرهها موفق، موثر، كارآمد و جهانياند كه از لحاظ مادي و رفاهي نيز تأمين شدهاند.
راهكارها
1. تبليغ مداوم و موثر در مورد جايگاه معلم و كرامت او و توجه خاص به شايسته سالاري در آموزش و پرورش و دفاع از شخصيت ارزشمند و معنوي او از طريق مسوولان مملكت و رسانهها تا به تدريج قداست و معنويت معلم در اذهان عمومي جايگزين شود.
2. تلاش در شناسايي نخبگان و تأمين نيروي انساني آموزش و پرورش از نخبگان براساس معيارهايي كه در بخش اول اين طرح ذكر شد.
3. پشتيباني و تقويت بنيه مالي و آموزشي و رفاهي و تسهيلات براي ورود به تربيت معلم، دانشگاه و تحصيلات عالي براي احراز حداقل مدرك كارشناسايي و بالاتر جهت استخدام در آموزش و پرورش.
4. حمايت و تقويت بنيه مالي و معنوي و ايجاد تسهيلات و تأمين امكانات آموزشي و تحقيقاتي در حين تحصيل جهت هرچه بيشتر آمادهتر شدن نخبگان براي ورود به حوزه تدريس پس از فراغت از تحصيل.
5. سرمايهگذاري آموزش و پرورش در جذب نخبگان علمي اخلاقي از ميان جوانان واجد شرايط از طريق برگزاري آزمونهاي المپياد آزمونهاي مرحلهاي.
6. جذب و هدايت اين گروه از برگزيدگان به دانشگاه تربيت معلم تخصيص بورس تحصيلي و تأمين امكانات رفاهي.
7. استخدام نخبگان از ميان دانشجويان دانشگاهها پس از گزينش براساس معيارهاي شغل معلمي در رشتههاي مورد نياز.
8. برگزاري كارگاههاي آموزشي كوتاه مدت و مقطعي در حين تحصيل اين گروه از نخبگان استخدام شده، براي آمادگي آنان جهت بكارگيري در آموزش و پرورش.
9. شناسايي و گزينش نخبگان از ميان فارغالتحصيلان آماده به كار از طريق ارتباط و تبليغ و تشريح امتيازات مادي و معنوي شغل معلمي و استخدام آنان.
10. برنامهريزي كلان كشوري در اولويت دادن به استخدام نخبگان در آموزش و پرورش.
11. امكان انتقال دائم و ايجاد تسهيلات براي نخبگان ساير ادارات و نهادها در آموزش و پرورش به شرط احراز شرايط و معيارهاي خاص شغل معلمي و اختصاص امتيازات رفاهي و معيشتي براي اين گونه معلمان.
12. شناسايي نخبگان واقعي در آموزش و پرورش و تخصيص امتيازات خاص به اين گونه معلمان پس از اثبات نخبه بودن آنان.
13. ايجاد انگيزههاي مادي و معنوي و ايجاد تسهيلات براي معلمان شاغل جهت كسب مدارج علمي و ارتقا تا ورود به جمع نخبگان.
14. توجه خاص به پيشكسوتان نخبه و كارآمد و بكارگيري آنان و ايجاد انگيزه از راه تأمين معاش و ايجاد امنيت شغلي و رفاه و حمايت درخور و ارزنده از كرامت و شأن علمي و تجربههاي ارزنده آنان.
سخن آخر
1. ميهن اسلامي ما ايران از صدر اسلام تاكنون از لحاظ وجود چهرههاي درخشان ديني، علمي و ادبي و عرفاني و فلسفي به تعداد فراوان و انكارناپذير مايه شگفتي جهانيان بوده و هست.
2. هم اكنون نخبگان فراوان در زمينههاي مختلف شناخته يا ناشناخته وجود دارد كه مهمترين و ارزشمندترين سرمايههاي كشور محسوب ميشوند.
3. براي جذب نخبگان اولاً احياي جايگاه معنوي معلم همراه با اراده ملي با پشتيباني صد در صد دولت خدمتگزار ضروري است.
ثانياً «معلم» به عنوان يك فرد بينياز از تأمين معاش و دغدغههاي مالي بايد به شغل ارزشمند خود كه شغل انبياست مشغول باشد زيرا فقر مالي براي معلمي شرافتمند و نجيب كه پايهگذار هويت ايران اسلامي است بسيار دردناك و ظلمي فاحش است اگر چنين شرايطي آماده شود نخبگان را ميتوان جذب كرد.
***** نگاه

