تاریخ آموزش و پرورش

بررسي موانع و راهکارهاي فراروي مربيان پرورشي مدارس

تعليم و تربيت در دنياي کنوني، خواه ناخواه متأثر از دگرگوني هاي پرشتابي است که در دانش تجربي نو، سبک زندگي، تغيير نگرش ها و پيشرفت هاي فناوري بوجود آمده است. در چنين موقعيتي بديهي است نظام تعليم و تربيت کشور ما که؛ مترصد حفظ استقلال، هويت ديني و ملي است و بر انديشه ها و آرمانها و مباني تربيت اسلامي و ملي تأکيد دارد با تهديدها و چالش هايي مواجه باشد.
تمام سعي نظام آموزش و پرورش در جمهوري اسلامي بر آن است که تربيت دانش آموزان ماهيتي ديني داشته باشد اما گاهي اين تلاش با دشواري ها روبروست که البته اين موضوع در استان ها و شهرستان هاي مختلف متغير است. اين مقاله سعي دارد به بررسي بخشي از موانع، دشواري ها و چالش هاي پيش روي معاونين و مربيان تربيتي به عنوان «سربازان انقلاب» در دستگاه آموزش و پرورش بپردازد.

 ذبيح الله نوريان – بخش نخست
پيشينه «امور تربيتي» :

در دوره نخست وزيري شهيد رجايي و در دوران تصدي شهيد باهنر در وزارت آموزش و پرورش، ستادهاي امور تربيتي در مدارس ايجاد شد تا فرهنگ اسلامي را گسترش دهند.

پاسداري از ارزشهاي اسلامي و دستاوردهاي انقلاب، برنامه ريزي و ايجاد هماهنگي بين عوامل تربيتي، توجه جدي به نقش معلمان و دانش آموزان در فعاليت هاي تربيتي از جمله اهداف ستادهاي امور تربيتي بود. 

شهيد رجايي مربيان تربيتي را «سربازان انقلاب» در آموزش و پرورش ناميد. مهمترين هدف تشکيل «امور تربيتي» را ، حراست از مرزهاي اعتقادي و حفظ دستاوردها و تبيين شعارهاي انقلاب در مدارس بايد دانست.

تحليل وضعيت «امور تربيتي» :

امور تربيتي در سه دهه گذشته در انجام رسالت و کارکردهاي خود، از هيچ کوششي فروگذار نکرده و تلاش گسترده اي در جهت رفع کاستي ها و پرورش مذهبي و انقلابي دانش آموزان به انجام رسانده است.

اين نهاد با بيش از 30 سال تلاش از لحاظ مأموريت و ساختار تشکيلاتي همواره مورد نقد و نظر بوده و دائماً اين دغدغه وجود داشته که ، راهکارها و راهبردهاي مناسب تري براي تحقق رسالت هاي تربيتي نظام آموزش و پرورش جستجو شود.

در اين سال ها رويکردهاي مختلفي در راستاي تحقق رسالت ها و مأموريت هاي تربيتي و تشکيلات ساختاري آن ارائه شده است، که مي توان از حذف «امور تربيتي» و پس از آن «احياء معاونت پرورشي» را در اين جهت دانست.

در حال حاضر هر چند فعاليت هاي امور تربيتي استمرار اين فعاليت ها‌ست و تقويت نيز شده اما بررسي و شناخت وضع موجود نشانگر اين است که در انجام مأموريت ها و برنامه هاي جاري يک سري موانع و ضعف ها در پيش رو وجود دارد که بايد مورد مداقه و راهکارهاي برون رفت از آن مورد کنکاش قرار گرفته و راهبردها ارائه شوند.

سه حيطه چالشي در امور تربيتي

در يک بررسي نه چندان عميق بر موانع و چالش هاي پيش روي امور تربيتي و فعاليت هاي مربيان به اين نکته پي خواهيم برد که چالشها عمدتاً در سه حوزه : روشها، محتوا و اجتماع بيشتر خودنمايي مي کنند.اساساً تربيت ديني طبيعتي تدريجي و پيچيده دارد. از اين رو سوء روش و فهم، در ناکامي هاي مباحث تربيتي نقش مهمي دارند. شيوه هاي

انتقال و پرورش استعدادهاي دروني دانش آموز نبايد يکنواخت و کليشه اي باشد، لذا بايد در شيوه ها و روش هاي تربيتي بازنگري و آن را روزآمد کرد. مربيان کم سواد و ناآگاه به روشهاي نوين، موجب دلزدگي و خسارت دانش آموزان مي شوند. 

آميخته کردن بيش از حد آموزش و تربيت ديني با غم و اندوه و اجبار يک روش نامناسب در اين زمينه تلقي مي گردد.

خرد و انديشه و استدلال در ارائه مباحث ديني نقش ارزنده دارد. در اين وادي نبايد احساسات و عواطف بر عقل غلبه داشته باشد. در حيطه اجتماع نيز دانش آموزان تحت تأثير خانواده يا محيط زندگي، رسانه هاي ارتباط جمعي (سمعي و بصري)، دوستان و همسالان تشکل هاي غيررسمي و … و نظاير آنها قرار دارند.

بنابراين به همان ميزان که برنامه ريزي و توجه به گرايش جوانان به رفتارهاي ديني و معنوي لازم و ضروري است ،آسيب شناسي فرآيند فعاليت هاي تربيتي مدارس نيز ضرورت دارد.

چرا که شناسايي آفت هايي که در طول مسير عملکرد مربيان ظاهر مي شوند و ارائه راهکارها در رفع آنها، بهبود کارکرد نظام تربيتي جامعه را به دنبال خواهد داشت.

1. چالش معرفتي و نظري:

امروز در زمينه تربيت دانش آموزان با پرسش ها و ابهامات فراوان روبرو هستيم.

جالب است بدانيم مباني نظري اسلام حتي براي مربيان تربيتي ما روشن نشده است.واقعيت اين است که ما در سه چهار قرن گذشته متناسب با زمان پيش نرفته ايم. در توليد نظر، تئوري پردازي و توسعه علوم و فنون پيشرفت چنداني نداشته ايم. در حال حاضر در تمام زمينه ها؛ علي الخصوص در حوزه فرهنگ و تعليم و تربيت نظريات مشخص و نو ارائه و باز توليد نکرده ايم. ما اگر بخواهيم در اين حوزه چالش هاي موجود را از سر راه برداريم به قول احياگر عصر، سيدجمال الدين اسدآبادي: «عالمانه و مجدانه مبادي علوم و فنون و فرهنگ و تمدن جديد غرب را بشناسيم و کار را از آنجا آغاز کنيم وگرنه بدون فکر و انديشه و تئوري روشن هر کاري کنيم تير در تاريکي افکندن است».

بنابراين تدوين فلسفه تعليم و تربيت ديني که با عصر جديد و روحيات نسل جوان امروزي سنخيت داشته باشد يک ضرورت است.

شهيد مطهري حدود نيم قرن پيش به روحانيت مي گويد :

«… در هدايت و رهبري نسل قديم که سطح فکرش پايين تر بود ما احتياج داشتيم به يک طرز بيان و تبليغ و يک جور کتاب ها، امّا امروز آن طرز بيان و آن طرز کتاب ها به درد نمي خورد، بايد و لازم است رفرم و اصلاح عميقي در اين قسمت ها به عمل آيد. بايد با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدايت و رهبري مردم پرداخت.» (شهيدمطهري، ده گفتار، ص 143).

وجود نارسايي و ابهام در زواياي گوناگون نظام تربيتي ما کاملاً مشهود است. در دنياي امروز بايد به پرسش هاي اساسي ذهن خود و جوانان پاسخ در خور داد، يعني در واقع بايد يک فلسفه تعليم و تربيت رشد يافته تدوين کرد. 

شايد عقب افتادگي ها در عرصه نظام تربيتي و آسيب پذيري فرهنگي از همين نقطه سرچشمه گرفته باشد. چرا که چالش ها و آسيب ها در اين زمينه؛ به اشکال مختلف هويداست:

1.1) شبه زاد بودن برخي بحث هاي اعتقادي به دليل نبود استحکام دلايل مربوطه.

1.2) نبود شاخص هاي هنجاري و ابهام در توقعات از تربيت دانش آموزان.

1.3) عدم تناسب محتواي كتاب و برنامه هاي پرورشي با نيازهاي امروزي مثل آزادي،دموکراسي و…

در اين باره به نظر مي رسد بهترين راهکار اين است که صاحب نظران و انديشمندان حوزه آموزش و پرورش با کمک معلمان و مربيان با 

بهره گيري از اعتقادات، قرآن و جهان بيني اسلامي و روايات معصومين (ع) فلسفه تعليم و تربيت کارآمدي که پاسخگوي نيازهاي روز دانش آموزان و مربيان باشد را تدوين نمايند.

2. چالش ساختار و چارچوب در امور تربيتي :

امور تربيتي براي انجام رسالت و مأموريت هاي خود به ساختار و چارچوب مشخص، مورد توافق و راهبردي پويا نياز دارد.

گرچه تغيير در ساختار و تشکيلات امور تربيتي پس از احياء معاونت پرورشي آغاز شد و در واقع براي اثربخشي اين ساختار يک مهندسي صورت گرفت اما براي مبنا قرار گرفتن در مديريت و برنامه ريزي فعاليت هاي پرورشي کافي و وافي نبوده است. گواه اين مدعا، عدم طراحي راهبردي مدون، براي تربيت دانش آموزان است. هنوز به پرسش ها در مورد چارچوب کاري معاونت پرورشي پاسخ داده نشده است، نمونه بارز آن چالش «برنامه درسي» است.

جايگاه تربيت دانش آموز در قالب برنامه درسي چگونه تعريف شده و آيا فعاليت هاي تربيتي دانش آموز صرفاً به ساعت پرورشي، غيردرسي، فوق برنامه است ؟ عليهذا، ساختار بايد تلفيقي از آموزش و پرورش و مشارکت همه عوامل اثرگذار در بحث تربيت باشد.

3. چالش هاي برنامه اي در امور تربيتي:

امروز مربيان تربيتي نمي دانند که چه رويکردي براي اجراي برنامه هاي متزلزل و غيرعلمي و في البداهه تربيتي انتخاب کنند؟ آيا برنامه ريزي هاي فعلي مي تواند به تعميق اهداف تربيتي کمک کند؟ آيا ساختار تربيتي مدرسه با مأموريت هاي آموزش و پرورش به ويژه حوزه پرورشي همخواني و تناسب دارد؟ 

مديريت و برنامه ريزي ها چه اندازه بين مأموريت هاي تربيتي و ساير بخش هاي آموزش و پرورش پيوند هم افزايي ايجاد نموده است؟

يا اين که مديريت ها و برنامه ريزي ها براساس سليقه ها و نظرات هر چند غيرکارشناسي رؤساي ادارات آموزش و پرورش بوده است؟ آيا در اين زمينه با معاونين و مربيان پرورشي تبادل نظر صورت مي گيرد؟…

بنابراين برآيند اين استراتژي ها موجب کاهش اثربخشي و کارآيي تربيتي مدارس شده است و هرگز پاسخگوي نيازها و تحولات روزافزون تربيتي و فرهنگي دانش آموزان نخواهد بود.

امور تربيتي يک نهاد فرهنگي تلقي مي شود و بايد همواره مورد ارزيابي قرار گيرد تا اثربخشي آن ارتقا يابد. آسيب شناسي وضعيت موجود مي تواند شکاف هاي نظري سازماني و تجربي را سامان داده و با تجزيه و تحليل مباني نظري و راهبردي، کارکردهاي امور تربيتي را متناسب با مأموريت ها و چشم اندازهاي آينده تهيه و ترسيم نمايد .

4. چالش مأموريت ها و نيروي انساني:

تداخل مأموريت ها و برنامه ها، مديريت و نظارت بر نيروهاي انساني و همينطور برنامه ها در مدارس را با مشکل مواجه ساخته است. معيارها و شاخص هاي مناسب براي تحليل و ارزيابي وضعيت تربيتي دانش آموزان براي سنجش کارکرد تربيتي مدارس در دست نيست.

کشف استعدادهاي بالقوه دانش آموزان و جهت دهي به اين استعداد ها براي حضور در کانون هاي فرهنگي، مذهبي، ورزشي و … . شناسايي دانش آموزان مشکل دار تربيتي و تلاش جهت حل مشکلات آنان و داشتن مهارت هاي لازم جهت ايجاد و پرورش مهارت هاي دانش آموزان براي زندگي بهتر و امثال آن توقعاتي است که آموزش و پرورش از مربيان و معاونين پرورشي دارد. اين در حالي است که فقدان مهارت کافي مربي در يکي از اين کارکردها موجب کاهش محبوبيت وي مي شود که به دنبال خود مشکلات روحي، انگيزشي و کاهش رضايت شغلي براي او ايجاد مي کند.حجم و تراکم کار و کمبود زمان و مکان براي انجام هر يک از وظايف انبوه پرورشي به صورت کمي و کيفي موجب شده است که:

الف- فعاليت ها مقطعي انجام شود .

ب- فعاليت ها جنبه صوري و ظاهري به خود بگيرد.

ج- فعاليت ها محدود به کاغذبازي و مستندسازي شود .

د- مربي تمايل به خروج از حوزه پرورشي به سمت حوزه آموزشي داشته باشد و مواردي ديگر…

تنوع غيرمنطقي فعاليت هاي پرورشي شايد يکي از دلايل عمده افت کيفيت کار مربيان و معاونين پرورشي شده است. يکي ديگر از چالش هاي مأموريتي مربيان پرورشي؛ عدم «روزآمدي» انان است فقدان تغيير متناسب با مسائل فرهنگي و اجتماعي روز جامعه، به نوعي بحران در حوزه پرورشي دامن زده است. شايد يکي از دلايل غيرسياسي حذف معاونت پرورشي اين قضيه بوده باشد.

يکي ديگر از مهمترين چالش هاي انجام رسالت «امور تربيتي»؛ در حاشيه قرار داشتن امور پرورشي در بدنه آموزش و پرورش مي باشد. و همين عامل موجب شده که هر ساله از تعداد دانش آموزان متقاضي شرکت در فعاليت هاي پرورشي کاسته شده و فعاليت ها از انگيزش و شور و حال و جاذبه لازم برخوردار نباشند.

بطور کلي به نظر مي رسد معاونت پرورشي در سطح کلان و به تبع آن در سطح استان ها وشهرستان ها به نوعي در سلسله مراتب پايين از اهميت قرار دارد بطوري که بعضاً مشاهده شده که نيروهاي غيرپرورشي و ناکارآمد را براي پست معاونت پرورشي ادارات انتخاب مي کنند که حتي يک ساعت هم کار پرورشي به معني اخص آن انجام نداده و از نيروهاي ضعيف و روزمره بوده که در واقع اقتدار حوزه پرورشي را خدشه دار نموده اند.

اين موضوع به نوبه خود در بسياري موارد به بي نظمي در برنامه ريزي ها، فعاليت ها و بي رونقي فعاليت هاي پرورشي و کاهش انگيزه نيروهاي کارآمد تربيتي مدارس منجر شده است.متأسفانه بسياري از مديران مدارس اطلاع کافي از مباني و فلسفه امور تربيتي نداشته و بر همين اساس معاونين پرورشي را در امور اداري و آموزشي به کار مي گمارند و با اين کار، موجب اختلال در کارکرد تربيتي مدارس مي شوند.

به دليل عدم دقت و توجه کافي، بعضاً معاونين و مربيان پرورشي نيز در بحث مسابقات فرهنگي هنري با نوعي ايجاد رقابت منفي و کاذب روبرو هستند چرا که بيشتر بر قهرمان پروري تکيه مي شود و مسابقات در مرحله آموزشگاه حذف مي شود و نخبه ها از قبل مشخص و معرفي مي شوند که اين مسأله با نفس اهداف تربيتي مغايرت دارد. موازي کاري و انجام فعاليت هاي تکراري و ارسال بخش نامه هاي متعدد از سوي ادارات به ناکارآمدي طرح و برنامه هاي تربيتي منجر مي شود و چون بسياري از اين طرح ها و برنامه ها سليقه اي و قائم به شخص هستند پس از مدتي با اتلاف هزينه و زمان زياد، به حال خود رها مي شوند .

بنابراين لازم است در انتخاب معاونين پرورشي ادارات، توانمندي علمي، تعهد، خوش فکري و امثال آن موردتوجه قرار گرفته تا انگيزش و کيفيت در انجام مأموريت هاي محوله در مدارس تقويت و افزايش يابد.

5. چالش خانواده و مدرسه:

آموزش و پرورش در واقع تکميل کننده «تربيت» دانش آموزان درخانه است درتربيت صحيح ديني نهادهاي ديگري از جمله خانواده نقش مهمي دارند.

در حال حاضر به دليل مشکلات اجتماعي و اقتصادي غالباً توجه خانواده ها به تأمين نيازهاي خوراک، پوشاک و مسکن فرزندان معطوف شده است. اين شرايط ، نقش خانواده در تربيت را تحت الشعاع قرار داده و در گرايش ها و کنش هاي ديني دانش آموزان تفاوت هايي ايجاد کرده است. عده اي از صاحبنظران معتقدند نقش خانواده در تربيت 50% و ساير موراد نيز 50% مي باشد. اقتضاي فطري کودک ايجاب مي کند که بيشترين ارتباط را با والدين داشته باشد. از اين رو تربيت پذيري کودکان از والدين بسيار عميق است. 

بسياري از صفات تربيتي که در سنين بالاتر ديده مي شود محصول تربيت هاي ناخواسته والدين بوده است. 

دانش آموزاني که تارک الصلو مي شوند يا به نماز اهميتي نمي دهند شايد علتش اين است که پدرشان با نماز چنين برخوردي داشته است.

تعارض و تضاد شيوه هاي تربيتي والدين و مربيان يک چالش ويرانگر براي دانش آموزان است. نوجوانان به اقتضاي دوره سني، به دنبال دستيابي به پايگاه فکري مستحکم براي خويش اند اما در اين راه دچار تعارض مي شوند و اينجاست که مربي تربيتي بايد به کمک آنها بشتابد تا آنان در بازنگري انديشه هايشان موفق شوند. 

برخي خانواده ها به خاطر نوع تفکر و فرهنگ خود ، به تربيت غربي و ليبرال گونه دل خوش کرده اند و عده اي دنبال معاش و بسياري هم فرزندان را به حال خود و يا به مدرسه واگذارده اند. بنابراين خانواده هايي که هوشمند و متعهد نباشند، معاون و مربي پرورشي رابراي تربيت اخلاقي و معنوي و رشد و شکوفايي دانش آموزان با موانع عمده روبرو خواهندكردو قطعاً با درنظر گرفتن شرايط امروز، اين موضوع تهديدي جدي براي باورها، ارزشها و اعتقادات ديني نوجوانان و جوانان است.

بدين جهت والدين بايد به نقش خطير و اثرگذار خود آگاه شده و با همگامي و همراهي با مدرسه، مربيان پرورشي را در تريبت ديني يار و ياور باشند.

6. چالش تضاد نسلي:

در جهان امروز تضاد و تعارض روحيه علمي و ديني نخستين چالش علوم نوين با دين است.

از ديدگاه اسلام، علمي مفيد است که در آن انديشه و تفکر وجود داشته باشد. در تربيت ديني مربيان پرورشي بنا نيست دانش آموز را به اوج کمال پيامبر برسانند چرا که توان انسان ها مختلف است.

ولي چون پرورش انسان هاي صالح در زمره اهداف تعليم و تربيت اسلامي است، ايجاد گسست ميان نسل ها تا حد زيادي انرژي مربيان را صرف مي کند.

مربي در اين راستا بايد سؤالات و نيازهاي روز را شناسايي و ارائه طريق کند. آنهم راهي که براي نسل امروز مفهوم باشد. 

زيرا افراط و تفريط در تربيت کارساز نيست. مربي بايد مرزها را به دانش آموز بشناساند تا خود او جنبه هاي مثبت و منفي را ارزيابي کند. نسل جوان زبان خاص خود را مي خواهد. 

پس ظرفيت ها و تناسب زمان و مکان در تربيت بايد مدنظر مربي باشد. چرا که يکي از چالش هاي مهم اجتماعي درگيري دو نسل «نوسال» و «جوان سال» با نسل قبل از خود است.

ادامه دارد

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا