شناخت و كشف استعداد نوآموزان
هما آهي – كارشناس اسبق دانشآموزان استثنايي
امروزه در همه جا، شناختن كامل افراد و پي بردن به تفاوتهاي فردي و اندازهگيري صفات رواني آنها، يكي از مؤثرترين راهها در پيشبرد برنامههاي آموزشي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي شناخته شده است و بدين منظور از تستهاي رواني خاص براي اندازهگيري هوش، شخصيت، قدرت، خلاقيت، تمايلات، معلومات و استعدادهاي گوناگون استفاده ميشود.
تست يا آزمون رواني چيست؟
تست يا آزمون رواني مجموعه پرسشهايي است كه براي سنجيدن صفات رواني به كار ميرود و درست مانند عمل آزمايش در علوم ديگر است.
همانطور كه شيميدان خون مريض يا آب محلي را آزمايش ميكند و آن را از يك يا چند جهت مورد نظر قرار ميدهد، آزمونهاي رواني نيز ميتوانند يك يا چند جنبه صفات رواني را اندازهگيري كنند.
براي اينكه ببينيم چرا اين فكر در اذهان رسوخ يافت كه به اندازهگيري صفات رواني توجه شود و چگونه ميتوان اين سير تحولي را به كمال رساند، به ذكر تاريخچه مختصري در اين زمينه ميپردازيم.
پدر آزمونهاي رواني در دنيا فرانسيس گالتون1 زيستشناس انگليسي است، زيرا وي اولين گام را در اين راه برداشته است. دليل آن هم علاقه شديد او به تحقيق در زمينه انتقال ژنهاي موروثي در انسانها بود.
بدين ترتيب، براي اولين بار موضوع احتياج به تشخيص سنجش صفات خاصي كه بين افراد يك خانواده وجود دارد مطرح شد. گالتون براي اولين بار چند مدرسه را مجبور كرد كه براي دانشآموزان خود پرونده تحصيلي ترتيب دهند و روي فرد فرد دانشآموزان مطالعه و تحقيق كنند او در نمايشگاه بينالمللي سال 1884 آزمايشگاهي ترتيب داد كه تمامي بازديدكنندگان ميتوانستند با پرداخت فقط سه پني صفات رواني، نيروي بينايي و شنوايي و عضلاني و عكسالعملهاي عصبي خود را اندازهگيري كنند.
جيمز كاتل2 روانشناس معروف آمريكايي، تحت تأثير فوقالعاده گالتون قرار گرفت. او در سفر خود به اروپا و سخنراني در دانشگاه كمبريج، دلايل موثقي در لزوم اندازهگيري اختلافات فردي و استعدادهاي گوناگون و تأثير آنها در پيشبرد برنامههاي آموزشي و اجتماعي ابراز داشت و در بازگشت به آمريكا، در مقالهاي كه به سال 1890 منتشر كرد، براي اولين بار در روانشناسي، عنوان «آزمون رواني3» را به كار برد.
مقارن همين احوال در فرانسه اين فكر توسط آلفرد بينه4 مورد مطالعه عميق و دقيق قرار گرفت و روشهاي اندازهگيري هوش و استعدادهاي گوناگون به وسيله او تدوين يافت. دليل آن هم اين بود كه وزير آموزش و پرورش فرانسه به سال 1904 عدهاي از صاحبنظران را مأمور مطالعه درباره كودكان استثنايي (= سن عقلي كمتر از طبيعي) كرد در نتيجه، بينه به كمك همكار خود سيمون، اولين آزمون مخصوص خود را كه به نام «بينه ـ سيمون5» مشهور شده است، در سال 1905 انتشار داد.
اين آزمون كه مخصوص كودكان سه تا يازده ساله بود، ميخواست تنوعات و اختلافات گوناگون و وسيع رفتاري افراد را با تكيه بر قضاوت، ادراك، تعقل و استدلال بچهها ـ كه بينه آنها را اصول اساسي هوش تلقي ميكرد ـ بسنجد و كشف كند.
در سال 1908 بينه و سيمون آزمون ديگري برگزار كردند كه در آن شماره سؤالها بالا گرفته بود ولي برخي از سؤالهاي بدون نتيجه يا كمنتيجه حذف شده بود.
در همين سال، آلفرد بينه اثر معروف خود را تحت عنوان «رشد و نمو هوش در كودكان» انتشار داد كه هنوز هم از بهترين كتابها در زمينه هوش و اندازهگيري آن محسوب ميشود. بالاخره صورت كامل «آزمون بينه ـ سيمون» به سال 1911 منتشر شد و شايد اگر بينه در اين سال نميمرد باز هم در اين آزمونها تجديدنظر ميكرد.
به هر حال، آزمون «بينه ـ سيمون» توجه همه روانشناسان دنيا را به خود جلب كرد و به خصوص روانشناسان آمريكايي دنباله كار را به دست گرفتند و آزمونهاي جالب توجهي به صورتها و منظورهاي متفاوت به وجود آوردند.
از جمله تحت سرپرستي ترمن6، روانشناس معروف دانشگاه استنفورد آمريكا، در سال 1916 آزمون معروف «استنفورد ـ بينه» انتشار يافت.
در اين آزمونها براي اولين بار اصطلاح هوشبهر يا بهره هوشي عنوان شد و نسبت بين سن عقلي و سن تقويمي مورد توجه قرار گرفت. يكي ديگر از معروفترين آزمونها كه همان سالها در همين زمينه تهيه شد، آزمون «كولمن ـ بينه7» بود كه در سال 1912 انتشار يافت. اين آزمون يكي از مهمترين آزمونهاي خاص كودكان قبل از مدرسه است و به كمك آن ميتوان از كودك سه ماهه نيز آزمايشهاي هوشي به عمل آورد.
آزمونهاي بينه با تمام محاسني كه داشت، چون انفرادي بود، بيشتر براي كارهاي انفرادي و استثنايي و بيمارستاني قابل استفاده بود و نميتوانست جوابگوي احتياجات عمومي در سطح متفاوت باشد. بنابراين، روانشناسان در انديشه آزمونهاي گروهي برآمدند و آن را به سرانجام رساندند.
آزمونهاي گروهي
پيدايش آزمونهاي گروهي با ورود آمريكا به جنگ جهاني اول، يعني به سال 1917 ميلادي، همراه است. در اين سال، گروهي از محققان آمريكايي مأموريت يافتند كه تحت نظر جمعيت روانشناسان آمريكايي، مطالعه بيسابقهاي را آغاز كنند و معلوم دارند كه چگونه روانشناسي ميتواند در رهبري جنگ مؤثر افتد. بدين ترتيب، احتياج به آزمونهاي گروهي، طوري كه بتواند يك ميليون و نيم سرباز و كارمند تازهاستخدام آماده به خدمت در جنگ را آزمايش رواني كند، مطرح شد.
در واقع، اندازهگيري تمايلات، ذوق، استعدادها وتواناييهاي اين عده ميتوانست بهترين وسيله براي طبقهبندي و واگذاري مسئوليتها و اداره واحدهاي گوناگون به ايشان باشد و در نتيجه، حداكثر قابليت و توانايي ايشان به سود وظيفهاي كه به عهده داشتند جذب ميشد.
بدين ترتيب، كار آزمونهاي گروهي بالا گرفت و آزمونهاي متفاوت به وجود آمد. بعد از جنگ، دنباله اين كار به مدارس، دانشگاهها، موسسات كاريابي و موسساتي كه به استخدام كارمند احتياج داشتند نيز كشيده شد.
يكي از معروفترين آزمونهاي گروهي، آزمونهاي وكسلر8 براي كودكان سنين قبل از مدرسه و نوجوانان و بزرگسالان است كه در سال 1939 منتشر شد و در اندك مدتي در سراسر دنيا شهرت يافت.
از آنجا كه آزمونهاي هوشي فقط بعضي از ظواهر و نشانههاي هوشي را اندازه ميگرفت، آزمونهاي ديگري هم در زمينه شناخت شخصيت، قدرت خلاقه، توانايي دروس نظري، معلومات عمومي، استعداد رياضي، استعداد نويسندگي، استعداد موسيقي، استعداد هنر و آزمونهاي راهنمايي و حرفهاي و غيره به وجود آمد كه هنوز هم بر تكميل و توسعه آنها افزوده ميشود.
نكته: اين توضيحات درباره پيدايش و تغيير و تحول آزمونهاي رواني گذشته، از آشنايي مختصر با چگونگي به وجود آمدن اين آزمونها، اين مسئله روشن ميكند به هيچ وجه محصول اين آزمونها صد درصد يقيني و دقيق نيست و نبايد حتمي، دائمي و وحي منزل تلقي شود.
بلكه كار آزمونگر همواره بايد توسط خود او و ديگران تحت نظارت قرار گيرد. بايد در تكميل آزمونها با پيشرفت زمان و همچنين انطباق آن با اوضاع خاص كشورهاي ديگر كوشش شود زيرا همانطور كه شرايط اجتماعي، سياسي و اقتصادي كشورها يكسان نيست، صفات رواني و اختلافات فردي نيز متفاوت است. لذا آزمونهاي تهيه شده در يك كشور نميتواند ملاك عمل در كشور ديگر قرار گيرد.
پينوشت:
1- Francis Galton
2- james cattle
3- Mental Test
4- Binet
5- Binet-simon scale
6- Terman
7- Kuhlman-Binet
8- Weeksler
codex09x
page11

