نحوه گسترش مشاركت اوليا در فعاليتهاي متنوع مدرسه
گردآورنده: وحيدرضا نقيزاده ـ قباد سلطاني
با توجه به مقتضيات زمان و پيشرفتهاي سريع علمي و فلسفي و پيچيده شدن امر آموزش، نياز آموزش و پرورش به منابع و نيروهاي مادي و معنوي و انساني روزافزون است بنابراين استفاده از ظرفيتهاي جديد امري لازم و در اين ميان مشاركت اولياء و حتي دانشآموزان بسيار ضروري است و محال است در دنياي كنوني بدون در نظر گرفتن نقش كليدي آنها بتوان به اهداف آموزشي و تربيتي رسيد ما در اين نوشتار به طور مختصر به مشاركت اولياء و آسيبشناسي آن خواهيم پرداخت.
توجه به انتظار اوليا
يكي از راهكارهاي گسترش مشاركت اوليا در فعاليتهاي متنوع مدرسه، توجه به انتظارات اولياست. در تحقيق انجام شده تحت عنوان بررسي نگرش مديران مدارس، اولياي دانشآموزان و كارشناسان، انجمن اوليا و مربيان سراسر كشور درباره طرح جامع مشاركت انتظار متقابل اوليا و مربيان مورد بررسي قرار گرفت.
مهمترين انتظارات اوليا
1ـ حضور همهجانبه اوليا و مربيان در تصميمگيريهاي آموزشي، پرورشي و اداره مدرسه
2ـ اطلاعرساني دقيق و به موقع درباره وضعيت تحصيلي و تربيتي دانشآموزان و مسائل و مشكلات مدرسه
3ـ قدرداني از فعاليتها و همكاريهاي مدرسه
4ـ ايجاد فضاي لازم براي رشد و شكوفايي استعدادهاي دانشآموزان
5ـ استفاده مناسب از تواناييهاي تخصصي و مهارتي اوليا
6ـ برگزاري جلسات مشترك اوليا و مربيان به طور مستمر
7ـ كيفيتبخشي به امر آموزش در مدارس.
كلاسهاي آموزش خانواده
نقش كلاسهاي آموزش خانواده در جهت افزايش مشاركتهاي مردم در آموزش و پرورش بسيار اساسي است. وزارت آموزش و پرورش به عنوان بزرگترين نهاد تعليم و تربيت در كشور كه بيشترين فصل مشترك را با جامعه يعني خانواده دارد موثرترين رسالت خود را جلب مشاركتهاي پدران و مادران در امر فرهنگسازي از طريق ارتباط بيشتر خانه و مدرسه و ارتباط مستمر با خانوادهها و دانشافزايي آنان ميداند، آموزش خانواده در جهت آشنا نمودن آنان با وظايف رفتاري خود براي انجام مشاركتهاي لازم در امر تعليم و تربيت فرزندانشان بسيار ضروري است.
اين كار بسيار مفيد باعث شفاف شدن رابطه معلم و دانشآموزان از يك سو و اوليا و مربيان از سوي ديگر ميشود. بسياري از اوليا راه و شيوههاي راهنمايي كودكان خود را نميدانند. آنها علاقه وافري در ياري دادن به فرزندان خود دارند. در آموزشگاهها ديده شده خانوادههايي كه مرتب در اين كلاسها حضور مييابند، افت تحصيلي دانشآموزان كه به صورتهاي مردودي، تكرار پايه، ترك زودرس تحصيل يا تجديد شدن بسيار كاهش يافته است.
مفهوم مشاركت
مشاركت كلمهاي است عربي و از باب مفاعله و معادل فارسي آن انبازي، همياري، همراهي و شريك شدن و همدست شدن در كارها و همكاري كردن است. به عبارت ديگر مــشاركت به معني شريك كردن متقابل در امري است.
مشاركت همچنين در لغت هم به معني انبازي كردن، شريك شدن و شريك كردن، همدستي، تعيين سود و زيان كساني كه با سرمايههاي معين در زمانهاي مشخص به بازرگاني پرداختهاند، آمده است.
از بررسي تعريفهاي گوناگون مشاركت، اين استنباط را ميتوان داشت كه مشاركت نوعي سهيم و دخيل شدن در تصميمگيري و برنامهريزي و اجراست.
اين تصميمگيري معطوف به هدفي است كه مشاركتكنندگان تمايل نشان ميدهند، براي تحقق مشترك با ديگران به كنش متقابل ياريگرايانه بپردازند. پس اگر هدفي مشترك در ميان نباشد، يا دخيل و سهيم شدن در تصميمها عملي نباشد، مشاركت مفهومي نخواهد داشت.
اهميت مشاركت در اسلام
خداوند در سوره شوري، آيه 38 را مهمترين اصل اجتماعي ميداند و ميفرمايد: «والذين استجابوا لربهم و اقاموا الصلاة و أمرهم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون»؛ و «آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا داشته و كارهايشان به طريق مشورت در ميان آنها صورت ميگيرد، و از آنچه به آنها روزي دادهايم انفاق ميكنند». اين آيه به برخي از اوصاف مؤمنين اشاره كرده، ميفرمايد: آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و فرمانهاي او را از جان و دل پذيرفتهاند و نماز را برپا داشتهاند و كار آنها به طريق شوري و مشورت در ميان آنها صورت ميگيرد (و أمرهم شوري بينهم) و از آنچه به آنها روزي دادهايم، در راه خداوند انفاق ميكنند.
بعد از نماز مهمترين مسأله اجتماعي همان اصل «شوري» است كه بدون آن همه كارها ناقص است. يك انسان هر قدر از نظر فكري نيرومند باشد نسبت به مسائل مختلف فقط از يك يا چند بعد مينگرد، لذا ابعاد ديگر بر او مجهول ميماند، اما هنگامي كه مسائل در شوري مطرح گردد و عقلها و تجارب و ديدگاههاي مختلف به كمك هم بشتابند مسائل كاملاً پخته و كمعيب و نقص ميگردد و از لغزش دورتر است. به همين جهت در حديث پرمعنايي از پيغمبر گرامي اسلامي ميخوانيم: «انه ما من رجل يشاور احدا الا هدي الي الرشد؛ احدي در كارهاي خود مشورت نميكند مگر اينكه به راه راست و مطلوب هدايت ميشود».
ضرورت مشاركت
يكي از فرصتهايي كه در اختيار مدارس قرار دارد، امكان بهرهگيري از توان بالقوه فكري، علمي، مهارتي و تخصصي والدين دانشآموزان، در جهت بهبود و ارتقاي سطح كيفي برنامهها و فعاليتهاي مدارس است.
در حال حاضر نظام آموزشي ايران با حدود 13 ميليون دانشآموز تحت تعليم در دورههاي مختلف تحصيلي و 26 ميليون پدر و مادر دانشآموز، در تعامل و ارتباط نزديك قرار دارد.
در ميان اين جمعيت قابل توجه، افراد داراي صلاحيتهاي تخصصي، حرفهاي و مهارتي بالا و قابليتهاي علمي مفيد و موثر و نيز صاحبنظراني با كفايت وجود دارند كه با برنامهريزي صحيح و منطقي ميتوان همه ساله اين منابع بالقوه فكر، انديشه، نظر، تخصص و مهارت را براي مداخله و مشاركت در فرايندهاي تصميمگيري، اجرا و ارزشيابي كليه برنامهها و فعاليتهاي آموزشي و تربيتي (در تمامي سطوح نظام آموزشي و نه فقط مدارس) فراخواند.
از آن جا كه والدين، انگيزه بالايي براي پيشرفت علمي، تحصيلي و تربيت اخلاقي، اجتماعي و حرفهآموزي فرزندان خــود دارند، اگـــر زمينه و بستر مناسبي براي جلب و جذب توانمنــديها آنان فراهم شود، مطمــئناً از همكاري با سيستم آموزشي مضايقه نخواهند كرد.
به نظر ميرسد در نظام كنوني آموزش و پرورش، سازوكارهاي جلب و جذب مشاركتهاي علمي و تخصصي والدين به شكل نظاممند وجود دارد و هر جا سخن از مشاركت اوليا و مربيان به ميان ميآيد، ذهن مخاطب، ناخودآگاه به سمت مشاركت مالي آنها معطوف ميگردد و ساير ابعاد مشاركت، شايد نزد مسئولان و برنامهريزان تعليم و تربيت مغفول واقع شده است.
ديگر فرصت سودمند حاصل از مشاركت والدين در تصميمگيريها و برنامهريزيها، تقريب نگرش و انتظارات و در نتيجه ايجاد همسويي و هم جهتي در شيوههاي تربيتي خانه و مدرسه خواهد بود كه از بروز تعــارضها و آسيــبهاي تربيتي ناشي از روشهاي چندگانه و معارض، ممانعت خواهد كرد.
هرگاه سخن از مشاركت به ميان ميآيد، نكته اساسي كه بايد لحاظ شود، ايجاد زمينه شكوفايي افكار عمومي، به منظور همكاري و همياري با دستگاه آموزش و تربيت است. در جامعهاي ميتوان ادعا كرد فضاي آموزشي آميخته با تفكر مشاركت مردم با نهادهاي تربيتي است كه در آن جامعه، والدين و مسئولان انتظارات مشابهي در زمينه رشد و تربيت كودكان و نوجوانان داشته باشند.
«مشاركتهاي مردمي» يكي از عبارتهايي است كه امروزه در آموزش و پرورش رايج شده و منظور از آن شيوههايي است كه به وسيله آنها مردم با استفاده از تواناييهاي خود، خدمات كمي و كيفي به آموزش و پرورش ارائه ميدهند.
از آنجا كه منابع دولتي براي امر مهم آموزش و پرورش محدود است، ضرورت استفاده از مشــاركتهاي مردمي بيــش از گــذشته احــســاس ميشود.
متوليان آموزش و پرورش در سطح كلان بر آن شدهاند، ضمن نهــادينهكردن مشاركتهاي مردمي و برنامهريزي جهت جلب و جذب اين مشاركتها، بخشي از نيازمنديهاي آموزشي و پرورشي را تأمين كنند. بدون ترديد، اين مهم ميتواند با استفاده از قابليتهاي گوناگون خانوادهها عينيت يابد.
تجربهي كشورهاي موفق در آموزش و پرورش گواه اين ادعا است كه مشاركت اولياء در ارائهي خدمات آموزشي و پرورشي به مدرسهها، همواره با اثربخشي چشمگير، ثبات برنامهريزي و موفقيت همراه بوده است.
اهميت موضوع:
مشاركت واقعي و جدي قشرهاي متفاوت مردم در اداره امور جامعه و بيش از هر جا در آموزش و پرورش و در سنگر مدرسه معناي درست خود را پيدا ميكند كه بهترين روابط، يعني حسن تفاهم، اعتماد، همدلي، همانديشي و صميميت ميان اولياء و مربيان برقرار باشد.
اين امر خطير با موانع و كاستيهايي به اين شرح روبرو است:
1. ضعف مدارس در برقراري ارتباط با اولياء و اطلاعرساني صحيح و به موقع.
2. ضعف در برنامهريزي و عملكرد يا ناهماهنگي در نگرشها و تصميمگيريها با توجه به گوناگوني مدارس از نظر آموزشي، اجتماعي و فرهنگي
3. فعالنبودن دانشآموزان در امر مشاركت.
4. فعالنبودن معلمان در امر مشاركت.
5. نبود تبليغات و آگاهسازي براي جلب مردم به مشاركت.
روشهاي جلب مشاركت:
1ـ آگاهساختن معلمان در مورد توانايي و ظرفيت عظيم اولياء در آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان.
2ـ آموزش معلمان در جهت تقويت مهارتهاي ارتباطي آنان با اولياء براي شناخت بهتر انتظارات و نيازهاي طبقات مختلف اجتماعي.
3ـ ايجاد تغيير و تحول در نحوه تشكيل انجمن اولياء و مربيان در مدرسه.
4ـ تقويت مهارتهاي آموزشي و پرورشي اولياء.
5ـ ايجاد تحول در جامعهي محلي اطراف مدرسه، بازديد معلمان از خانهي دانشآموزان پرمسئله، حضور داوطلبان در مدرسه و…
راههاي گسترش مشاركت اوليا
مهمترين انتظارات اولياء از مديران براساس نتايج به دست آمده عبارتند از:
1ـ حضور همه جانبهي اولياء و مربيان در تصميمگيريهاي آموزشي و اداره مدرسه.
2ـ اطلاعرساني دقيق و به موقع درباره وضعيت تحصيلي و تربيتي دانشآموزان و مسائل و مشكلات مدرسه.
3ـ كيفيت بخشي به امر آموزش در مدرسه
4ـ ايجاد فضاي لازم براي رشد و شكوفايي استعدادهاي دانشآموزان.
5ـ استفاده مناسب از تواناييهاي تخصصي و مهارتي اولياء.
6ـ برگزاري جلسات مشترك اولياء و مربيان به طور مستمر.
7ـ قدرداني از فعاليتها و همكاريهاي اولياء در مدرسه.
راهكارهاي كيفيت بخشي
1ـ توجه به فضاي فيزيكي در مدرسه در همه ابعاد از جمله ميز و نيمكت مناسب، رنگ كلاسها، تخته سياه، گچ تحرير مرغوب و…
2ـ روابط انساني مطلوب بين كاركنان و دانشآموزان و اوليا با هدايت و رهبري دلسوزانه مدير با عنوان كارگردان اصلي در مدرسه
3ـ ارتباط و تعامل دوسويه بين دانشآموزان به عنوان عنصر اصلي و محوري در تعليم و تربيت
4ـ توجه جدي به نيازهاي آموزشي و پرورشي دانشآموزان در مدرسه از قبيل كتابخانه، نمازخانه، كارگاههاي علمي و رايانه، آزمايشگاه، زمين بازي مناسب، وسايل و امكانات ورزشي و…
5ـ كيفيت بخشي به جلسات شوراي معلمان با طرح مسايل علمي و كاربردي و تشكيل كارگاههاي آموزشي
6ـ هدايت و راهنمايي معلمان به آموزشهاي خلاق و استفاده از يادگيري مشاركتي توسط خود دانشآموزان، استفاده از روشهاي تدريس بارش مغزي (فكري) براي توانمندسازي دانشآموزان در حل مسايل روزمره و زندگي
7ـ توجه لازم به كلاسهاي جبراني و ارايه برنامه منظم مطالعه به دانشآموزان در منزل
8ـ توجه جدي به بانك جايزه در مدرسه و تشويق دانشآموزان
9ـ توجه جدي به ساعت ورزش در مدارس و نيز برگزاري مسابقات علمي در مدارس با تشويق دانشآموزان
10ـ توجه جدي و اهميتدادن به روز نوجوان و جوان و دانشآموز در مدرسه و ارتباط مستمر و دو سويه بين كاركنان مدرسه و دانشآموزان در جهت حل مسايل روزمره با كمك خود دانشآموزان
چكيده تحقيق
به منظور مشاركت بيشتر اولياء روي دو محور ميتوان كاركرد.
1ـ توجه به انتظارات اولياء نظير:
مشاركت در تصميمگيريها، اطلاعرساني مناسب از وضعيت دانش آموز در مدرسه، قدرداني از اولياء پرتلاش، ايجاد فضاي فيزيكي و معنوي مناسب، استفاده از مهارتهاي خاص در جايگاه مناسب خود، برگزاري جلسات مشترك، كيفيت بخشي آموزشي و تربيتي و…
2ـ برگزاري جلسات آموزش خانواده، و همچنين جلسات هم انديشي و بارش فكري و…
ضمنا جهت مشاركت حداكثري اولياء و فراهم نمودن فضاي مناسب و بسترسازي مطلوب ميتوان با ابزارهاي زير شرايط را بطور اساسي دگرگون كرد.
ـ تغييرات اساسي در آييننامههاي اجرايي و ساختارهاي قانوني تا ظرفيتهاي جديد ايجاد نمايند.
ـ تغييرات اساسي در نگرش اولياء و مربيان خصوصاً مديران مدرسه، مياني و عالي تا هر كدام به سهم خود جايگاه قانوني را درك كنند و حريم و حدود خود را بدانند.
ـ مدون نمودن تجربيات موفق و تشويق اولياء براي مشاركت بيشتر.
ـ داشتن نگاه معنوي به اولياء به جاي نگاه مادي گرايانه.
ـ ساختن بستر فرهنگي و اجتماعي.
فهرست منابع:
www.roshd.ir
www.shaparack.ir
www.jazirehdanesh.com
madreseha.com
hamgam.medu.ir
www.zibaweb.com
مجلات پيوند
