روشهای تدریس و مدیریت کلاس

عوامل موثر بر تدريس خوب

عوامل موثر بر تدريس خوب
علي پور عليرضا توتکله – کارشناس ارشد برنامه ريزي درسي

هر درسي ، بدون توجه به ماده ، موضوع و کلاس درس مربوط ، بر اساس يک سري اصول ، عوامل و عملکردهاي روانشناختي و تربيتي ، مبتني است و معلم براي ارائه تدريس موفق و مؤثر ، بايد درباره ي اين اصول ، عوامل و پديده ها ، اطلاعات و تجارب عملي کافي داشته باشد . اين عوامل و پديده ها را مي توان به شرح زير خلاصه کرد :
دانش آموز هنگامي مطالب و مفاهيم درس را بهتر و آسانتر ياد مي گيرد ، که از هر نظر آمادگي لازم را داشته باشد ؛ يعني هم نياز به يادگيري را احساس کند و هم بتواند ياد بگيرد و تجارب و آموخته هاي خود را به موضوع درس جديد ارتباط دهد ؛ از اين رو معلم بايد راهي براي شروع و مقدمه درس پيدا کند . هدف معلم از مقدمه چيني اين است که دانش آموزان را به فضاي درس بکشاند و دقتشان را برانگيزد ؛ بطوري که بي اختيار به درس توجه کنند . اگر توجه ي دانش آموزان در هنگام شروع درس جلب نشود ، ديگر به سختي مي توان در ادامه ي درس ، توجه ي آنها را جلب کرد . موفقيت تدريس معلم در بيشتر درسها بر دقايق اوليه ي کلاس ، شکل مقدمه ، روش اجرا و نتيجه اي که دانش آموزان از آن مي گيرند ، بستگي دارد و اگر معلمي در اين مرحله از شروع درس هراسان و مضطرب باشد و بدون اعتماد به نفس عمل کند ، نه تنها در آن درس موفقيتي نخواهد داشت ، بلکه در ساير درسها و در طول سال تحصيلي با مشکل جدي مواجه خواهد شد ؛ مخصوصاً اين خطر براي معلم وجود دارد که دانش آموزان او را معلمي ضعيف بدانند .

ويژگي هاي مقدمه:

حواس دانش آموزان را متمرکز کند .

کوتاه باشد . البته مدت آن بستگي به نظر معلم دارد .

آسان و مفهوم آن با سطح سني و ذهني دانش آموزان متناسب و هماهنگ باشد .

درس را بطور ضمني و غير مستقيم به دانش آموزان معرفي کند .

به تجارب و دانستني هاي قبلي دانش آموزان متکي باشد و توجه و دقت آنها را برانگيزد .

انگيزه تفکر و پرسش و پاسخ را در دانش آموزان ايجاد نمايد .

دانش آموزان را براي آموختن موضوع جديد تشويق کند .

مراجعه به درس قبلي

معلم در آغاز درس ، ناگزير است به درس قبلي مراجعه کند ،

تا از ميزان و کيفيت يادگيري دانش آموزان آگاه شود و درس را بر پايه ي محکمي قرار بدهد ؛ بخصوص که در بيشتر درسها ، موضوعها کاملاً به هم پيوستگي دارند و دانش آموزان بايد اين پيوستگي و وحدت را دريابند . معلم در اين مرحله از تدريس بايد به نکات زير توجه کند :

معلم ضمن مراجعه به درس قبلي بايد دانش آموزان ضعيف و يا آنهايي که خوب مطالعه نکرده اند ، بشناسد و به نقاط ضعف آنها پي ببرد

موضوع درس

موضوع درسي بايد از لحاظ کمي با سن زماني و عقلي دانش آموزان متناسب باشد .

تفاوتهاي فردي آنها را کاملاً در نظر بگيرد.

اگر موضوع درسي خشک و خسته کننده باشد ، معلم مي تواند با تنظيم آن در يک قالب فکري جامع و منطقي ، درس را براي دانش آموزان نشاط انگيزکند .

روش تدريس

نقش اساسي معلم در تدريس اين است که موقعيت آموزشي را چنان فراهم و آماده سازد ، که دانش آموزان شخصاً فعاليت کنند .

هيچ يک از روشهاي تدريس ، روش قطعي و کامل نيست ؛

بنابراين ، معلم بايد از اين روشها الهام بگيرد و خود بهترين و مناسب ترين روش را کشف کند ؛ ولي آنچه که مسلم است ، هر قدر روش تدريس ، روش فعالتر باشد ، يعني دانش آموز شخصاً فعاليت کند ، بفهمد ، اختراع کند و يا اختراعي را بازسازي کند ،

مي توان اميدوار شد که در آينده فردي بارآيد که توانايي توليد و آفرينش را داشته باشد . بطور کلي روش تدريس خوب داراي ويژگيهاي زير است :

روش تدريس بايد با موضوع درسي مناسب باشد ؛ زيرا هر ماده درسي ، روش آموزشي خاصي دارد که يادگيري آنرا آسان مي کند .

روش تدريس بايد با رغبتهاي دانش آموزان به بازي و حرکت و کنجکاوي سازگار باشد ، زيرا در اين صورت دانش آموزان از يادگيري و فعاليتهاي مربوط به آن لذت خواهند برد .

روش تدريس بايد تفاوتهاي فردي موجود ميان دانش آموزان را در نظر بگيرد .

روش تدريس بايد فاصله هاي نشاط انگيز را در هر درس دارا باشد ، تا از پيدايش خستگي در دانش آموزان جلوگيري شود .

پرسش و پاسخ

معلم از طريق خوب پرسش کردن مي تواند دانش آموزان را به يادگيري مؤثر هدايت کند . بطور کلي پرسشهاي متوالي و تبادل نظر و انديشه ميان معلم و دانش آموزان ، کلاس را از حالت خشکي و يکنواختي خارج مي کند و محيطي گرم و صميمي براي يادگيري بيشتر بوجود مي آورد . پرسشهاي پيگير يکي ار بهترين وسيله ها جهت بالا بردن ميزان مشارکت دانش آموز در بحثهاي کلاسي است . اين گونه پرسشها توسط معلم به شکلي منظم و پي در پي و بلافاصله پس از اولين پاسخ دانش آموز مطرح

مي شوند . هدف از پرسشهاي پيگير ، راهنمايي و هدايت دانش آموز براي رسيدن به پاسخ مورد نظر است . در واقع با اينگونه سؤالها ،

معلم ذهن دانش آموز را تحريک مي کند ، توجه ي دانش آموز به پاسخ هاي خود بيشتر مي شود ، تا با تمرکز حواس و با تفکر بيشتر ، مسئله را مورد دقت و بررسي قرار دهد و پاسخ هايي که ناشي از تفکر عميق تر و پخته تر است ، ارائه نمايد . استفاده از اين روش باعث مي شود که دانش آموز با پرورش پاسخ هاي اوليه ي خود به سطوح بالاتر يادگيري برسد و مفهوم جديدي ياد بگيرد ؛ همچنين پرسشهاي پيگير دانش آموز را ياري مي دهد که پاسخ هاي خود را روشن تر ، صحيح تر ، دقيق تر و عميق تر بيان کند . اين تکنيک شبيه به روش تدريسي است که سقراط در يونان قديم بکار مي برد . سقراط به جاي پاسخ مستقيم به پرسش دانش آموز ، سؤالي که ذهن دانش آموز را برانگيزد ، از او مي پرسيد . پرسشهاي پيگير براي هر کدام از شش سطح يادگيري حيطه ي شناختي مناسب هستند . معلمان تازه کار و حتي مجرب ،

در سطح پرسش به نکات زير توجه کنند :

پرسشها نبايد فقط حافظه و دانستني هاي دانش آموزان را بسنجد .

پرسشها بايد به گونه اي مطرح شوند که دانش آموز در پاسخ به آنها فقط به بلي يا خير و يا يک جمله کوتاه اکتفا نکند .

معلم در دريافت پاسخ از دانش آموز نبايد عجله کند ؛ زيرا اگر دانش آموز از لحاظ زماني تحت فشار قرار گيرد ، مسلماً بدون تأمل و انديشه پاسخي را مطرح خواهد کرد که احتمال اشتباه در آن زياد است .

معلم بايد با طرح پرسشهاي متوالي و پيگير دانش آموزان را در دستيابي به نتيجه ي نهايي ، راهنمايي و هدايت نمايد .

معلم بايد پرسشهاي خود را طوري مطرح کند که همه ي دانش آموزان براي يافتن آن به تفکر بپردازند .

معلم نبايد پاسخ ها را تکرار کند ؛ زيرا اين کار وقت کلاس را مي گيرد و هم به بي توجهي و بي دقتي دانش آموزان منجر مي شود .

معلم بايد سعي کند تا پرسشهايي را که دانش آموزان ، خارج از موضوع درس مطرح مي کنند ، به نحوي با موضوع درس ارتباط دهد

نظم و انضباط

بدون نظم و انضباط در کلاس ، معلم عملاً قادر به انجام هيچ کاري نيست . معلم بايد نظم بخشيدن به کلاس درس را پيش نياز تدريس بداند و هميشه پس از برقراري آرامش در کلاس ، تدريس را شروع کند . اگر معلم از قبل برنامه و آمادگي لازم را براي اداره ي کلاس و تدريس داشته باشد ، از بسياري از دردسرها و مشکلات احتمالي کلاس و فشارهاي رواني و عصبي ناشي از آن پيشگيري خواهد کرد . مسلماً بسياري از رفتار و اَعمال نامطلوب و شرارت دانش آموزان از آنجا ناشي مي شود که آنها واقعاً

نمي دانند در مقابل مشکلات چه بايد بکنند و از اموري که بايد انجام دهند ، آگاهي لازم را ندارند و يا اينکه در انجام فعاليتها و تکاليف خود ناتوان هستند . معلم مي تواند با ارائه اطلاعات مناسب ، دانش آموزان را در جهت رفع موانع و مشکلات خود ،

ياري نمايد ، و توانايي هايشان را براي حل مشکلات و انجام تکاليف افزايش دهد ؛ همچنين معلم بايد تلاش کند روشهاي تنبيهي را بلافاصله پس از مشاهده ي عمل خلاف در کلاس به کار گيرد . تا دانش آموز خاطي به ارتباط بين عمل خود و نتيجه ي

آن پي ببرد . معمولاً برخي از مسائل مربوط به کنترل کلاس ، بطور غيرمنتظره و ناگهاني پيش مي آيند که مستلزم راه حلهاي ابتکاري و مدبرانه اي است . اگر معلم در اين زمينه ها از تجارب و آگاهي لازم و کافي برخوردار نباشد ، بطور يقين واکنش و عکس العملهاي او در برخورد با بي نظمي و آشوب هاي کلاسي ،

بي اثر و يا مخرب خواهد بود ؛ بنابراين ، معلم بايد با استفاده از تجارب و اطلاعات همکاران و با انجام مطالعات لازم در زمينه هاي روانشناسي و علوم تربيتي ، شيوه ها و راهکارهاي برخورد با بي نظمي هاي کلاسي را از قبل پيش بيني و با آمادگي بيشتري در کلاس حاضر شود .

وضعيت کلاس درس

کلاس درس بايد به اندازه کافي روشن باشد ، زيرا نور کم يا زياد موجب خستگي و کاهش فعاليت دانش آموزان مي شود و انضباط کلاس را بهم مي زند .

دانش آموزان بايد از لحاظ نشستن در کلاس راحت باشند ، فضا و جاي مناسب براي کار و فعاليت داشته باشند .

نحوه ي قرار گرفتن صندلي ها يا ميز و نيمکت طوري باشد که موجب حواس پرتي دانش آموزان نشود .

فضاي کلاس بايد جذاب و نشاط آور باشد ، براي اين کار مي توان از عکس ها ، نقشه هاي رنگي و مانند آنها استفاده کرد ،

که علاوه بر زيبايي و ايجاد شادابي در کلاس ، مي تواند براي دانش آموزان از نظر يادگيري موضوعات مختلف درسي بسيار مفيد و مؤثر باشد .

کلاس درس بايد از هر نظر نشاط انگيز و محرک کنجکاوي و يادگيري باشد و اين کار به خلاقيت معلم در تصميم گيريهاي کلاسي بستگي دارد .

وسايل کمک آموزشي

تجارب روانشناسي کودک و روانشناسي تربيت ، ثابت کرده اند که کودک امور مادي و محسوس را زودتر از امور معنوي و انتزاعي مي فهمد ؛ از اينرو ، قواعد کلي تدريس تأکيد مي کنند که تدريس به کودکان با محسوسات آغاز شود و به همين سبب به کار بردن وسايل کمک آموزشي در تدريس کاملاً ضرورت دارد .

يکي از يافته هاي روانشناسي اين است که هرگاه در يادگيري يک امر ، دو حس يا بيشتر با همديگر همکاري کنند ، فراموشي کمتر اتفاق خواهد اُفتاد و ما ، در کاربرد وسايل کمک آموزشي يا به اصطلاح سمعي و بصري ، حواس مختلف دانش آموزان را در آنِ واحد به کار مي اندازيم و اين کار يادگيري آنها را آسان

مي کند و ميزان آنرا بالا مي برد ؛ بنابراين ، معلم بايد وسايل کمک آموزشي لازم براي توضيح درس خود را پيش بيني کند و نيز چگونگي و موارد استفاده از اين وسايل را روشن نمايد ، تا در هنگام تدريس به موقع از آنها استفاده کند و براي دانش آموزان مؤثر و سودمند واقع شوند .

خلاصه درس

بيشتر متخصصان تعليم و تربيت توصيه مي کنند که معلم بايد در پايان تدريس خود ، خلاصه اي از نکات مهم درس را روي تخته گچي يا وايت بورد بنويسد و يا بصورت شفاهي به دانش آموزان بگويد . معلم بايد در خلاصه درس ، شرايط زير را رعايت کند :

در ارائه خلاصه درس ، بايد ترتيب منطقي درس رعايت شود .

خلاصه درس بايد در برگيرنده ي نکات مهم درس و همراه با ذکر مثالهاي لازم براي توضيح هر يک از نکات باشد .

خلاصه نويسي روي تابلوي کلاس ، حتماً بايد بوسيله ي خود معلم و با خطي خوانا انجام گيرد و در صورتي که خلاصه نويسي داراي کلمات دشواري باشد ، بايد معلم آن کلمات را مشخص کند و سپس آنها را به دقت و شمرده بخواند .

خلاصه نويسي ممکن است باعث شود که دانش آموزان خود را از مراجعه به کتاب درسي و مطالعه ي عميق بي نياز احساس کنند ؛ از اينرو معلم بايد خلاصه ي درس را به گونه اي تهيه و تنظيم کند که دانش آموزان به مطالعه نيازمند شوند .

کاربرد آموخته ها

کاربرد آموخته ها ميزان موفقيت مارا در آموختن يک درس نشان مي دهد . در اينجا بايد ميان کاربرد و گفتگو با دانش آموزان فرق بگذاريم ؛ زيرا گفتگو يا مذاکره با دانش آموزان ، ميزان محفوظات آنها را روشن مي کند ، در حالي که هدف کاربرد اين است که معلومات يا آموخته هاي دانش آموزان را در ذهن آنها تثبيت کند ؛ به علاوه ،کاربرد معلومات ، ميزان فايده آنها را در زندگي نشان مي دهد . وقتي که دانش آموزان آنها را در زندگي عملي و حل مسائل به کار مي برند ، به ارزش و اهميت واقعي آنها شخصاً پي مي برند و اين نيز علاقه ، رغبت و فعاليت يادگيري آنها را افزايش مي دهد . هر ماده درسي را کاربرد خاصي است که با کاربرد درسهاي ديگر فرق مي کند و حتي در باره ي يک ماده درسي کاربرد ايده آلي وجود ندارد ، بلکه کاربرد هر ماده يا موضوع درسي به قدرت ابتکار معلم بستگي دارد . کاربرد بعضي از درسها براحتي در زندگي عملي امکان پذير است ، مانند اخلاق و بهداشت ، که خود زندگي ، محک اساسي ميزان فهم دانش آموزان درباره ي اين قبيل درسهاست ؛ يعني از روي رفتار دانش آموزان

مي توان دريافت که چقدر اين درسها را فهميده اند و مي توانند آموخته هاي خود را عملاً به کار ببرند . از جمله ويژگيهاي آموزش و پرورش جديد اين است که مي کوشد دانش آموزان را عملاً توانا سازد . تا آنها تنها به حفظ کردن اکتفا نکنند ، بلکه موارد و چگونگي کاربرد آموخته هاي خود را نيز دريابند و عملاً از آنها استفاده کنند .

آمادگي قبلي

موفقيت هر معلم در کارش به آمادگي قبلي او براي تدريس بستگي دارد . معلمي که به معلومات و يا اطلاعات موجودش قناعت مي کند ، به تدريج به رکود ذهني و ضعف علمي دچار خواهد شد و اين امرنيز از ارزش و اعتبار او خواهد کاست.

معلم قبلاً بايد بداند که درس خود را از کجا شروع و کجا پايان خواهد داد ، وگرنه وقت کلاس را تلف مي کند و به نظم و انضباط آن لطمه مي زند .

آماده کردن درس ، کميت وکيفيت معلوماتي را که بايد به دانش آموزان داد ، روشن ومعين کند .

مطالعه ي قبلي ، معلم را از صورت ماشيني شدن در تدريس در مي آورد ، و کار او را هميشه تازه مي گرداند.

تهيه طرح درس

يکي ديگر از مهارتهاي بسيار مهم معلم پيش از تدريس ، تهيه و تنظيم طرح درس است . طرح درس ، نقشه و راهنمايي است که معلم براساس آن محتواي آموزشي را راحتتر ، دقيقتر و منظم تر به دانش آموزان ارائه مي دهد ، به بيان ديگر ، طرح درس برنامه اي

مدون و سنجيده است که معلم قبل از تدريس براي يک جلسه ي

درس تهيه مي کند ؛ يعني شرح کامل جريان تدريس و تمامي فعاليتهايي را که قصد دارد ، در کلاس درس انجام دهد ، در آن مي گنجاند . براي طرح درس ، الگوهاي مختلفي وجود دارند که ممکن است از لحاظ ظاهري با هم متفاوت باشند ؛ ولي معمولاً اصول و کليات تمامي طرح درسها شبيه به يکديگر است . داشتن طرح درس براي هر معلم بسيار لازم و ضروري است ؛ زيرا :

معمولاً معلمان نمي توانند تمام مراحل و جزئيات تدريس را در ذهن خود نگه دارند ، ولي داشتن طرح درس اين مشکل را برطرف مي سازد .

از آنجا که طرح درس براساس اصول و قواعد معيني تهيه و تنظيم مي شود ، باعث مي گردد که عوامل اصلي در جريان تدريس در نظر گرفته شوند .

طرح درس ، توجه ي معلم را به انتخاب روشها و فنون مناسب تدريس براي درسهاي مختلف جلب مي کند .

معلمي که بدون برنامه ، طرح درس و آمادگي قبلي در کلاس حاضر مي شود ، با ناکامي روبرو مي شود .

ارزشيابي

يکي از فنون تعليم و تربيت که هيچ معلمي از آن بي نياز نيست ، آشنايي با شيوه هاي نوين ارزشيابي است . ارزشيابي از يک طرف بعنوان کنترل کننده تمامي عناصر تعليم و تربيت ، مانند هدف ، برنامه ، روش و وسايل آموزشي و از طرف ديگر بعنوان روشي براي شناخت و هدايت فعاليتهاي تحصيلي دانش آموزان به شمار مي رود . ارزشيابي يکي از ارکان اصلي و جدايي ناپذير آموزش و پرورش است ؛ بنابراين ، يکي از صلاحيتهاي فردي براي اِحراز شغل معلمي ، داشتن دانش نظري و مهارت عملي در زمينه ي ارزشيابي است . ارزشيابي ، بخشي از فرايند آموزش و پرورش است ، که براساس آن اطلاعات لازم در مورد يادگيري يا آموخته هاي دانش آموز ، جمع آوري و تجزيه و تحليل

مي شود ، تا ميزان تحقق هدفهاي پيش بيني شده مورد قضاوت قرار گيرد . معلم براي برنامه ريزي ، تدريس و تصميم گيري آگاهانه در فرايند آموزش و پرورش ، به اطلاعات زيادي در زمينه ي آمادگي و پيشرفت دانش آموزان و بازده فعاليتهاي کلاس نياز دارد .

نتايج ارزشيابي هاي مستمر و مبتني بر موازين علمي او را قادر خواهد ساخت ، که پاسخ بسياري از پرسشهاي زير را پيدا کند و براساس اين آگاهيها در مورد برنامه ريزي تدريس ، تصميم هاي درست بگيرد.

شخصيت معلم

شخصيت معلم از عوامل بسيارمؤثر در تدريس ، هدايت و رهبري دانش آموزان در کلاس درس است . مدرسه با همه ي تدابير و فعاليتهايش بيش از هر چيز به شخصيت معلم بستگي دارد و همه ي عوامل آموزشي تحت تأثير او مي باشند . « ابن خلدون »

مي گويد : در شناخت ميزان و کيفيت فرهنگ و تمدن يک جامعه ، پيش از هر چيز اين سؤال مطرح مي شود که معلمان آن جامعه چه کساني هستند ؟ امروزه کشورهاي پيشرفته و حتي فوق صنعتي ، با وجود پيشرفتهاي خارق العاده تکنولوژي ، مخصوصاً تکنولوژي آموزشي ، باز هم معلم ارزش و اعتبار خاص خود را دارد و هنوز هيچ ماشيني نتوانسته است جاي او را بگيرد. پس هيچ سازمان تربيتي ، در هيچ شرايطي ، نمي تواند اهميت و ارزش معلم را انکار کند ، که در اين صورت ارزش انساني ا انکار کرده است ؛ به همين سبب ، امروز در همه ي کشورهاي مترقي ، قبل از اينکه به برنامه ي درسي ، ساختمان و وسايل آموزشي بينديشند ،

به فکر معلم هستند ؛ زيرا همگي اين واقعيت را دريافته اند و پذيرفته اند که هيچ يک از آنها بدون وجود معلم خوب تربيت شده ، نمي تواند منشأ اثر مطلوب واقع شود . اگر چه ويژگيهاي شخصيتي معلم ممکن است در موقعيتها ، شرايط و محيط هاي مختلف ، متفاوت باشد ، اما بطور کلي ويژگيهاي شخصيتي او را مي توان به شرح زير خلاصه کرد :

معلم نبايد هيچ گونه کمبود بدني که توجه دانش آموزان را جلب کند ، داشته باشد .

معلم بايد از سلامت جسماني ، عاطفي و رواني برخوردار باشد ، تا بتواند وظيفه اش را به خوبي انجام دهد .

حرکات معلم در کلاس بايد گوياي معاني درس او بوده و در فهم آنها به دانش آموزان کمک کند .

ديد و نظر معلم بايد همه ي دانش آموز را در بر گيرد ، بطوريکه هر دانش آموز احساس کند که مورد توجه و محبت معلم است و اين احساس پيدا نشود که معلم به يکي از آنها بيشتر توجه دارد و بقيه را فراموش کرده است .

معلم بايد بتواند با بيان خوب و رسا ، گفته هاي خود را در قالب کلمات مناسب و بسيار ساده و شيرين بيان کند ، تا دانش آموزان بتوانند براحتي آنرا درک کنند .

معلم و دانش آموزان بايد بتوانند در يک محيط عاطفي سالم زندگي کنند ، نه اينکه نسبت به هم سردي و بي تفاوتي نشان دهند .معلم بايد بتواند هنگام تحريک احساسات و عواطفش ، بر اعصاب خود مسلط باشد و قيافه اش هميشه خوشحالي او را نشان دهد .

موفقيت معلم بيشتر بر ميزان هوش ، سرعت فهم و انتقال و عمق تفکرش بستگي دارد و بايد در مشاهداتش دقيق باشد ؛ بتواند با دانش آموزان با بي نظري و تعصب بحث کند و قدرت برانگيختن يادگيري آنها را دارا باشد .

معلم بايد بطور روزانه اهداف تدريس خود را مشخص کند و براساس آن طرح درس تهيه نمايد و سپس در کلاس درس حاضر شود .

زبان معلم بايد با سطح فهم و سن دانش آموزان متناسب باشد ، در ماده و موضوع درس خود ، با آخرين يافته هاي علمي آشنا باشد .

خلاصه اينکه ، معلم بايد از لحاظ شخصيت چنان باشد که دانش آموزان او را به عنوان يک رهبر و راهنماي مطلع ، مهربان و صديق بپذيرند و الگوي رفتار خود قرار دهند ؛ زيرا تا معلم از چنين پذيرشي از طرف دانش آموزان برخوردار نباشد ، موفقيت مطلوب را بدست نخواهد آورد.

منابع ————————

شعاري نژاد ، علي اکبر ( 1387) : روانشناسي تربيت و تدريس ، اطلاعات : تهران .

صفوي ، امان الله ( 1362 ) : درس معلمي ، دفتر برنامه ريزي و تأليف کتب درسي .

تهران .

پاشا شريفي ، حسن ( 1363 ) : شيوه هاي ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان ، دفتر برنامه ريزي و تأليف کُتب درسي : تهران .

پورعليرضاتوتکله ، علي ( 1391 ) : مجموعه مقالات تربيتي ، چاپ دوم ، دهسرا :

رشت .

پورعليرضاتوتکله ، علي ( 1391 ) : مهارتهاي حرفه اي معلم ، دهسرا : رشت .

پورعليرضاتوتکله ، علي ( 1393 ) : پيش دبستان و کودک پيش دبستاني ، دهسرا :

رشت .

پورعليرضاتوتکله ، علي ( 1387 ) : « آموزش در چارچوب روانشناسي » ، مجله رشد تکنولوژي آموزشي ، شماره پي در پي 197 ، ص 34-32 .

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا