آیین نامه ها ومقررات آموزشیسیستمها و فلسفه تعلیم وتربیت

عدالت آموزشي در سند تحول بنيادين

عدالت آموزشي در سند تحول بنيادين
هوشنگ غلامي / روزنامه رسالت
اشاره:
يکي از بحث‌هاي استراتژيک نظام اسلامي، بحث عدالت آموزشي است و در سند تحول هم يکي از راهبردهاي اصلي را بسط و گسترش عدالت آموزشي قرار داده ‌اند. درواقع يکي از شرايط لازم براي يک جامعه متعالي و پويا و توسعه ‌يافته، دستيابي به عدالت، هم به معناي عام آن و هم به معناي خاص آن است؛ زيرا عدالت آموزشي است که زمينه را براي دستيابي به عدالت اجتماعي فراهم مي‌کند. بيش از يک سال از برگزاري همايش توسعه و عدالت آموزشي مي‌گذرد. اين همايش که سعي داشت صداي کودکان پيش‌دبستاني و ابتدايي را به گوش همگان برساند، مهمانان و بزرگان زيادي را دور هم جمع کرد تا با شعار ارتقاي مشارکت مردم و سياست‌گذاران تدبيري براي کاهش فقر آموزشي کودکان بينديشد. اگرچه مظلوميت امر آموزش در همان شکل جمع‌شدن مسئولان و دست‌اندرکاران امر آموزش در آن همايش احساس مي‌شد ولي تلاش برگزارکنندگان آن نه در جهت کثرت آدم‌هاي حاضر در سالن بلکه با انگيزه ارتقاي کيفيت آموزش، به بهترين شکل انجام شد. اکنون پس از گذشت يک سال با يکي از سخنرانان آن همايش به گفتگو نشسته‌ايم. مهدي نويد ‌ادهم، دبير‌کل شوراي‌عالي آموزش‌وپرورش، در همايش عدالت و توسعه آموزشي، ويژگي مهم عدالت آموزشي را در کيفيت ارائه خدمات تربيتي تعريف کرد و خواستار اجراي دقيق و صحيح سند تحول بنيادين آموزش‌وپرورش در برنامه توسعه ششم شد. نويد‌ ادهم در اين گفتگو همچنين عدالت آموزشي را دسترسي نابرابر به آموزش تعريف مي‌کند و معتقد است سيستم آموزش‌وپرورش بايد متناسب با اين نابرابري، سياستگذاري و برنامه‌ريزي کند. ضمناً رويکرد اصلي سند تحول بنيادين آموزش‌وپرورش را عدالت تربيتي مي‌داند. در ادامه، ماحصل اين گفتگو را مي‌خوانيد؛
‌* از نظر شما عدالت آموزشي چيست و با چه مؤلفه‌هايي شناخته مي‌شود؟
– يکي از بحث‌هاي استراتژيک نظام، بحث عدالت آموزشي است. در سند تحول نيز يکي از راهبردهاي اصلي را بسط و گسترش عدالت آموزشي قرار داده‌ايم. درواقع يکي از شرايط لازم براي يک جامعه متعالي و پويا و توسعه ‌يافته، دستيابي به عدالت، هم به معناي عام آن و هم به معناي خاص آن است؛ زيرا عدالت آموزشي است که زمينه را براي دستيابي به عدالت اجتماعي فراهم مي ‌کند. اگر نظام نتواند آن را تعميم دهد قطعا شکاف طبقاتي و فاصله طبقاتي زياد خواهد شد و نارضايتي و نابهنجاري در سيستم به ‌وجود خواهد آمد؛ بنابراين هرچه اين پديده بيشتر تعميم پيدا کند و براي گسترش و بسط آن هم‌انديشي شود قطعا به پايداري اجتماع کمک خواهد شد و جامعه پيشرفت و توسعه پيدا خواهد کرد. براي عدالت تعريف‌هاي مختلفي وجود دارد. کمتر انديشه‌ورزي وجود دارد که به اين موضوع نپرداخته باشد هم ازنظر تعريف واژگاني و هم ازلحاظ تعريف مفهومي و تعيين مصاديق، راهکارها و روش‌هاي تحقق آن. يکي از دعواهاي جدي مصلحان جامعه بحث دستيابي به عدالت بوده است. من وارد بحث‌هاي فلسفي و نظري آن نمي‌شوم اما شايد در شرايط فعلي يک تعريف کاربردي که بتوان در حوزه آموزش‌وپرورش ارائه داد تعادل و توازن فرصت‌هاي يادگيري است. هر دانش‌آموز متناسب با ظرفيتي که دارد بايد فرصت يادگيري داشته باشد و تا جايي ‌که فرصت و استعداد او اقتضا مي‌کند بايد رشد کند. اگر چنين شرايطي را براي جامعه به ‌وجود بياوريم درواقع به رعايت اصل عدالت وفادار بوده‌ايم و آن را تعميم داده‌ايم. گاهي از عدالت به ‌معناي توزيع مساوي امکانات و منابع ياد مي‌کنند. من در سمينار سال گذشته اين را تبيين کردم و توضيح دادم که بايد اجازه دهيم مدتي ما بگوييم عدالت يعني توزيع نامتعادل امکانات و منابع. در واقع براي مدتي نخواهيم همه چيز را مساوي توزيع کنيم. دليل آن هم زيرساخت‌هاي اوليه است که در طول زمان بسيار نامساوي شکل گرفته است. امکانات و منابع آموزشي و انساني و ساختمان و تجهيزاتي که در استان‌هاي مرزي کشور وجود دارد با استان‌هاي مرکزي به‌هيچ‌عنوان قابل مقايسه نيست. اين امکانات و منابع را نمي‌توانيم مساوي توزيع کنيم بلکه بايد مدتي چشم مان را ببنديم و نامساوي توزيع کنيم تا سيستم به تعادل برسد. پس‌ازآن متوازن و متعادل، منابع و امکانات را توزيع کنيم.
‌* در تعريف شما از عدالت آموزشي بيشتر به بي‌عدالتي آموزشي اشاره شد! در چه بخش‌هايي توجه به عدالت آموزشي ضرورت بيشتري دارد؟
– درواقع من با اين تعريف خواستم روي بي‌عدالتي موجود انگشت بگذارم که هيچ توجيهي ندارد. خود ما هم به‌عنوان مسئولان آموزش‌وپرورش معتقديم به اينکه امکانات آموزشي و فرصت يادگيري، نامساوي تقسيم شده است. منظور از امکانات آموزشي و فرصت يادگيري هم صرفا ميز و صندلي و کامپيوتر نيست که با توزيع خوب آن عدالت آموزشي رخ دهد بلکه مهم‌تر از آن فرصت يادگيري و منابع انساني است؛ يعني شرايطي فراهم شود که يک معلم مجرب و با‌استعداد و توانمند در روستاها و مناطق مرزي خدمت کند. اکنون شرايط ما اين‌گونه نيست. براي اينکه فردي با اين توان و ظرفيت بالا، برود در مناطق روستايي و مرزي تدريس کند ده‌ها زير‌ساخت اوليه نياز دارد. بايد الزاماتي فراهم شود که نيروي انساني به‌‌لحاظ مادي تأمين باشد و همچنين شرايطي باشد که خانواده وي نيز همراهي‌اش کند وگرنه فرستادن امکانات مادي چندان سخت نيست. برنامه‌هاي درسي در کشور ايران اکنون به‌گونه‌اي است که يک کتاب درسي براي کل کشور تعريف مي‌شود. اين در حالي است که ما در کشوري با تنوع فرهنگي بسيار زياد قرار گرفته‌ايم. در گذشته تصور اين بود که اين تنوع فرهنگي يک تهديد براي کشور است و اگر مانند ژاپن يک فرهنگ داشتيم بهتر مي شد اما در شرايط کنوني به اين نتيجه رسيده‌‌اند که اين تنوع اقوام يک فرصت جدي است و بايد مديريت شود. تعامل ميان اين تنوع اقوام قطعا تعالي فرهنگي را به همراه خواهد داشت زيرا کشور ايران جزء ١١ کشور جهان است که از تنوع اقوام برخوردار است و اين تنوع اقوام قدمت فرهنگي بسيار زيادي دارد. در اين شرايط اقوام مختلف يکديگر را يافته‌‌اند و مسالمت‌آميز در کنار هم زندگي مي‌کنند و همين مسئله کشور ايران را رشد داده است. اگر مديريت سيستم آموزشي درک کند و متناسب با اقتضاي آموزشي براي اين تنوع فرهنگي برنامه‌ريزي داشته باشد يک فرصت بسيار خوب خواهد بود. متأسفانه اکنون يک کتاب براي کل کشور است و بچه‌هاي مشهدي، لر، کرد و بلوچ يک کتاب مي‌خوانند در‌حالي‌که فرهنگ‌شان با هم متفاوت است. علت تأکيد بسيار زياد من بر فرهنگ اين است که معتقدم آموزش به‌طور‌کلي يک مؤلفه فرهنگي است و نگاه من به مقوله آموزش‌وپرورش يک نگاه فرهنگي است و در بستر فرهنگ جامعه تداوم دارد و با فرهنگ جامعه، سيستم آموزشي بايد دادوستد داشته باشد.
* ‌آيا در نظام آموزش‌وپرورش مؤلفه‌هايي هست که بتوان به‌عنوان مصاديق عدالت آموزشي از آن ياد کرد؟
– روي اين شاخص‌ها و مؤلفه‌ها بسيار کار شده و در منابع به‌صورت طبقه‌بندي‌شده وجود دارد. از‌جمله آنها مي‌توان به نسبت دانش‌آموز به معلم يا نسبت دانش‌آموز به فضا يا تراکم دانش‌آموز به کلاس اشاره کرد. درواقع همه اينها شاخص‌هاي توزيع عدالت در آموزش‌وپرورش است و به آن پرداخته مي‌شود اما من ذهنم بيشتر درگير مباحث مغفول‌واقع‌شده در عدالت تربيتي است. اگر اين مسئله را نتوان رديابي کرد، عدالت ظاهري، مشکلي را حل نمي‌کند. فرض کنيد هر ١5دانش‌آموز يک معلم داشته باشند ولي اين ١5نفر در مرز‌هاي کشور توسط يک سرباز معلم
تحت تعليم قرار مي‌گيرند و اين را مقايسه کنيد با ١5نفري که در تهران زير نظر معلمي فوق‌ليسانس با ٢٠ سال سابقه کاري آموزش مي‌بينند. قطعا دو آموزش اتفاق مي‌افتد درحالي‌که نُرم نشان مي‌دهد براي هر ١5دانش‌آموز يک معلم در نظر گرفته شده است. اگرچه ظاهرا عدالت آموزشي است اما در متن آن بي‌عدالتي موج مي‌زند؛ پس ابعاد کيفي و فرهنگي را ديدن، بسيار اهميت دارد. بر اساس همين کاستي‌هاي سيستم آموزش‌وپرورش بود که تعدادي از کارشناسان به دنبال اين بودند که کل نظام آموزش‌وپرورش آن ويژگي‌هاي لازم از‌جمله وفاداري به عدالت آموزشي و تربيتي را دارا هست يا خير؟ در‌نهايت به اين نتيجه رسيدند که کل سيستم مشکل دارد و کارآمدي و اثربخشي لازم را ندارد؛ بنابراين بحث تحول بنيادين در آموزش‌وپرورش مطرح شد. اين تحول پيش‌فرضش اين است که وضع موجود از زواياي مختلف نقدپذير است که يکي از آنها همين عدالت آموزشي است؛ براي مثال نمي‌تواند بحث همبستگي ملي را تقويت کند و شکاف اجتماعي را افزايش مي‌دهد. بخش مشهود آن جايي است که دانش‌آموزي دسترسي راحت به اينترنت و امکانات اين‌چنيني دارد اما در مکاني ديگر اين امکانات وجود ندارد. پس درنتيجه دو نسل تربيت مي‌شوند؛ نسل باسواد و نسل بي‌سواد و هر دو از مدرسه فارغ‌التحصيل مي‌شوند. يکي نسلي که نمي‌تواند برخورد علمي و به‌روز داشته باشد و ديگري نسلي است که توانمند و هوشمند است. پس اين منجر به شکاف نسلي مي‌شود. درواقع اگر در گذشته شکاف ميان غني و فقير بود امروزه اين شکاف ميان باسواد و بي‌سواد فناوري است و همين زمينه‌اي مي‌شود براي اينکه بي‌عدالتي رخ دهد.
‌* سند تحول بنيادين آموزش‌وپرورش با چه رويکردي به عدالت آموزشي نگاه مي‌کند؟
– يکي از راهبردهاي جدي سند تحول، بحث عدالت آموزشي است. البته در آنجا ما واژه عدالت تربيتي را داريم که اعم از آموزش‌وپرورش مصطلح امروز ماست. مجموعه فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي رايج با عنوان تربيت ياد مي‌شود. مجموعه فعاليت‌هايي که به تقويت مهارت‌ها و توانمندي‌هاي يک فرد و شايستگي‌هاي او در تمام ساحت‌هاي وجودي وي کمک مي‌کند. درواقع وقتي گفته شود تربيت صرفا تربيت مذهبي يا اخلاقي يا سياسي مد نظر نيست بلکه تربيت فناورانه، هنري، زيستي، بدني، همه مجموعه اينها را در سند تحول با واژه تربيت ياد کرده‌ايم؛ بنابراين گفته شده است تربيت در ساحت‌هاي 6 ‌گانه وجودي انسان. عدالت تربيتي يعني عدالتي که به همه اين ابعاد بتواند بپردازد. براي مثال در مدارس دخترانه بايد امکان ورزش باشد. وقتي دانش‌آموزان دختر ما در خانه يا خيابان امکان ورزش ندارند پس مدرسه بايد اين امکان را فراهم کند. اگر براي مدرسه يک آپارتمان کوچکي اجاره شود که صرفا ميز و نيمکت و معلم و درس داير باشد و دانش‌آموز دختر ما امکان ورزش نداشته باشد حتي اگر در پايتخت باشد در حق وي بي‌عدالتي رخ داده است. پس براي تحقق عدالت بايد به همه ابعاد وجودي انسان توجه کرد و براي رسيدن به اين مرحله، کار سنگيني در پيش است. مهم اين است که نسلي داشته باشيم که همه ابعاد را در کنار هم داشته باشد و رشد متعادل و متوازن داشته باشد و هيچ بُعد از زندگي‌اش به دليل حاکميت ابعاد ديگر قرباني نشده باشد. نقدي که به مدرنيته و پست‌مدرنيته مي‌شود نيز از همين نظر است. درواقع انسان‌ها را تک‌ساحتي کرده‌ايم و انسان‌ها در کاري تخصصي شده‌‌اند اما همه ابعاد وجودي‌شان رشد نکرده است. عدالت آموزشي و عدالت تربيتي زماني محقق مي‌شود که فرصت يادگيري براي رشد همه‌ جانبه انسان فراهم باشد. اگر نظام آموزش‌وپرورش ما بتواند اين فرصت يادگيري را ايجاد کند و يک انسان چند بُعدي تربيت کند پس مي‌توان گفت سيستم، عادلانه برخورد کرده، اما اگر در هر بُعدي کم بگذارد به انسان، بي‌عدالتي شده زيرا اجازه رشد از او گرفته شده است.
* با وجود اينکه سند تحول به عدالت تربيتي در دو بُعد کمي‌و‌کيفي توجه کرده، اما در همان شروع کار و در بخش بيانيه ارزش‌ها به نظر مي‌رسد بسيار آرماني نوشته شده است. به نظر شما اين سند بر اساس يک چشم‌انداز ايدئاليستي و تا حدودي دور از دسترس نوشته نشده است؟
– در ابتدا بايد گفت اسناد تحول بايد تا حدودي آرمان‌گرا باشند يعني ترسيم يک آينده روشن و افق شوق‌انگيز، تا انگيزه حرکت ايجاد شود. پس در آنجا بايد جذابيت‌هايي براي حرکت رو‌به‌جلو باشد. همه اسناد تحول اين‌چنين هستند. از‌سوي‌ديگر وقتي گفته مي‌شود بيانيه ارزش‌ها؛ ارزش‌ها مترادف با ارزش‌هاي ديني نيست بلکه ارزش‌هاي علمي و هنري و زيستي هم در نظر گرفته شده است. درست است که وقتي در يک جامعه ديني زندگي مي‌کنيد ارزش‌هاي ديني محور قرار مي‌گيرند اما بيانيه ارزش‌ها صرفا تجليات يک‌بعدي دين نيست؛ بنابراين وقتي گفته مي‌شود بيانيه ارزش‌ها همه ابعاد انسان را در‌بر مي‌گيرد و عدالت آموزشي پرداختن به همه اين ابعاد انساني است. اگر آموزش‌وپرورشي داشته باشيم که آموزش اقتصادي نداشته باشد درواقع ناقص تربيت مي‌کند. پس ضرورت دارد در نظام آموزش‌وپرورش کارکردن مقدس شمرده شود و به دانش‌آموز در اين زمينه آموزش لازم را بدهد. تمامي اين موارد چيزي است که سند تحول مدعي آن است که بايد اتفاق بيفتد. حال اينکه اتفاق بيفتد يا خير، بحث ديگري است. نگاهي که در فرايند تدوين اين سند بوده يکي از راهبردهاي جدي‌اش بحث عدالت تربيتي است. من هشدار مي‌دهم که معمولا اين عدالت مي‌رود به سمت توزيع منابع و امکانات و از اين بايد پرهيز کرد. اگر يک معلم توانمند در شهرستان تدريس کند و کلاس در زير يک چادر تشکيل شود قطعا عادلانه‌تر و ارزشمندتر است تا اينکه ميز و کامپيوتر و موبايل باشد اما يک معلم بي‌سواد داشته باشد. پس در نگاه آموزشي حاکم بر آن، نوع آموزش در شهرستان بايد مد نظر قرار گيرد تا عدالت رخ دهد. البته اگر منابع مادي باشد که بسيار خوب است ولي با توجه به محدوديت‌هايي که در کشور وجود دارد بايد ديد اولويت با چه چيزي است؟ پس گام اول اين است که ناعادلانه برخورد کنيم و براي مکان‌هايي که کم گذاشته‌ايم وقت بيشتري بگذاريم. البته نه‌فقط امکانات مادي بلکه منابع انساني مناسب در اختيار آنها گذاشته شود.
* ‌در سند تحول بارها از کلمه عدالت نام برده شده است و در بخش اهداف به تربيت يک انسان عدالت‌خواه اشاره دارد. آيا با توجه به شرايط امروز جامعه مي‌توان انتظار داشت خروجي دانش‌آموزان تربيت‌شده در اين سيستم، افرادي با ويژگي‌هاي برجسته عدالت‌ خواهي و عدالت ‌جويي باشد؟
– بخشي از اين نياز افراد را آموزش‌وپرورش بايد پاسخگو باشد و بخشي از آن را جامعه پاسخ مي‌دهد. فضاي عمومي جامعه ما خوشبختانه با توجه به فرهنگ زيباي عاشورا و مکتب امام حسين (ع) گرايش به سمت عدالت‌خواهي دارد. اين نگاه در تاروپود فرهنگي جامعه وجود دارد زيرا قدمت زيادي دارد. پس با تبليغ و شعار ممکن است کم‌وزياد شود اما اگر ضعفي هست در عملکرد ما مسئولان است و‌گرنه مکتب امام حسين (ع) ريشه در آب‌و‌خاک اين مملکت دارد. پس اين يک بحث عميق فرهنگي دارد. اگر سيستم آموزش‌وپرورش ما ضعيف باشد و نتواند وظيفه خود را براي تربيت يک نسل عدالت‌خواه و عدالت‌جو تأمين کند فرهنگ عمومي جامعه اين بخش را تأمين مي‌کند اما چه‌بهتر که آموزش‌وپرورش هم بتواند وظيفه خود را در اين بُعد به‌خوبي ايفا کند. آموزش‌وپرورش بايد بتواند به‌لحاظ علمي و متناسب با مراحل رشد دانش‌آموز اين بعد عدالت‌خواهي را در وي نهادينه کند. کار بسيار سختي است. بسياري از زمينه‌ها نياز به راهبردهاي پژوهشي دارد. در اين دهه اخير بحثي مطرح شده است با عنوان آموزش‌ و پرورش ارزش‌ها که در تمام دنيا روي اين قضيه در حال کار‌کردن است. موضوع اين است که ارزش‌ها را چگونه آموزش دهيم؟ ظاهر قضيه ساده است اما وقتي به عمق مي‌رويم کار پيچيده‌اي است؛ مثلا کدام ارزش در سن ابتدايي بايد آموزش داده شود و کدام در متوسطه اول يا دوم گفته شود که بيشترين اثربخشي را داشته باشد؟ بسيار جاي تأمل دارد.
* ‌اين طبقه ‌بندي ارزش‌ها در سند تحول انجام شده است؟
خير، هنوز اين کار انجام نشده است. البته اين موضوع کاملا بحث جديدي است که در دنيا مطرح مي‌شود. اينکه چگونه و کجا ارزش‌ها بايد آموزش داده شوند تا بيشترين اثربخشي را داشته باشند؟ بسيار اهميت دارد. درواقع نه ما هنوز روي اين مسئله کار کرده‌ايم و نه ديگران.
‌* با توجه به محدوديت عملي آموزش‌وپرورش، با اجرايي‌شدن کامل سند تحول بنيادين آموزش‌وپرورش ارزيابي شما از تحقق عدالت آموزشي چيست و آيا اين امر محقق خواهد شد؟
– من بر اساس يک باور ديني، يک اعتقادي دارم که شايد بخشي از آن شعاري باشد. من معتقدم مجموعه جهان و مجموعه حرکت تاريخ به سمت عدالت در حال پيشروي است. اين باور را از کجا آورده‌ام؟ چون معتقد به بحث مهدويت و امام زمان (عج) هستم و از ويژگي‌هاي اين اعتقاد، باور‌داشتن به عدالت‌خواهي و بسط عدالت است. اين دردانه خلقت قرار است بيايد و عدالت را در جهان بگستراند؛ اما چه زماني اين امام همام مي‌آيد؟ زماني‌ که بستر آماده باشد و زماني که جامعه پذيراي اين عدالت باشد؛ بنابراين هرچه به سمت جلو مي‌رويم به سمت عدالت‌خواهي در حرکت هستيم و به آن نزديک مي‌شويم. همچنين هرچه به سمت جلو مي‌رويم به سمت عقلانيت حرکت مي‌کنيم. جوامع در جهان عقلاني‌تر اداره مي‌شوند؛ پس کل جهان به سمت علم جلو مي‌رود. درواقع از ويژگي‌هاي انديشه شيعي همين موارد است. تمام ويژگي‌هايي که در ارتباط با امام زمان (عج) گفته شده است يک‌به‌يک در حال تجلي است. جامعه دانش‌بنيان اين اواخر بسيار مطرح شده و مورد تأکيد و پيگيري است. در‌حالي‌که در احاديث آمده وقتي امام زمان (عج) مي‌آيند جامعه، علمي و عقلاني و عدالت‌محور مي‌شود. پس با وجود ظلم‌هايي که در جهان مي‌بينم، باورم اين است که به سمت عدالت در حرکت هستيم؛ بنابراين واژه عدالت آموزشي را چند سال است در ادبيات آموزش‌وپرورش مي‌بينيد و در اسناد رسمي يونسکو از اين واژه‌ها استفاده مي‌شود. اين در حالي است که در احاديث ديني ما بسيار قبل‌تر به اين مسئله پرداخته شده است. به‌همين‌دليل به سمت عدالت حرکت مي‌کنيم و ان ‌شاء الله نسلي تربيت شود که خواهان عدالت باشد و تحمل عدالت را داشته باشد.

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا