
مشخصات قرآن – قرآن مجید ترجمه بهاءالدین خرمشاهی – از ص 652
با مطالب تکمیلی از محمود حسینی
قرآن کتابی است متوسط الحجم – حجم آن برابر است با عهد جدید ( اناجیل اربعه و رسالات و ابسته به آن ) و دیوان حافظ
تعداد کل کلمات 77807
114 سوره
30 جزء = هر جزء چهار یا دو حزب = هر جزء در 20 صفحه نوشته شده و کل قرآن در 604 صفحه
هر 5 آیه خمس
هر 10 آیه عشر
رکوعات = بخشی و گروهی از آیات که در یک موضوع آمده 540 رکوع
بزرگترین آیه = آیه دَین (مداین) سوره نساء آیه 12
کوچکترین آیه = یک کلمه است (مدهامتان به معنی از شدت سبزى متمايل به سياهى) الرحمن 64
کم آیه ترین = سوره کوثر
پر آیه ترین = سوره بقره
تعداد کل آیات قول مشهور= 6236 آیه
نام چند آیه
آیه اخوت ( حجرات 10 )
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَينَْ أَخَوَيْكمُْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُْ تُرْحَمُون – مؤمنان برادر يكديگرند پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد )
آیه اذن (تصدیق) توبه 61
وَ مِنهْمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبىَِّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيرْ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لهَمْ عَذَابٌ أَلِيم
از آنها كسانى هستند كه پيامبر را آزار مىدهند و مىگويند: «او آدم خوشباورى است!» بگو: «خوشباور بودن او به نفع شماست! (ولى بدانيد) او به خدا ايمان دارد و (تنها) مؤمنان را تصديق مىكند و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آوردهاند!» و آنها كه رسول خدا را آزار مىدهند، عذاب دردناكى دارند!
اکمال مائده 3
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَمُ الخْنزِيرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَيرْ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ مَا أَكلََ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلىَ النُّصُبِ وَ أَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالْأَزْلَامِ ذَالِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تخَشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فىِ مخَمَصَةٍ غَيرَ مُتَجَانِفٍ لّاِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(3)
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرتشدن از بلندى بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده- مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتى كه روى بتها (يا در برابر آنها) ذبح مىشوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبههاى تير مخصوص بخت آزمايى تمام اين اعمال، فسق و گناه است- امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنا بر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- امّا آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند) خداوند، آمرزنده و مهربان است.
امانت احزاب 72
ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت، كه او ستمكار و نادان بود.
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلىَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَينَْ أَن يحَمِلْنهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنهْا وَ حَمَلَهَا الْانسَنُ إِنَّهُ كاَنَ ظَلُومًا جَهُولًا
انذار شعراء 214
وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين
خويشاوندان نزديكت را بترسان
تبلیغ مائده 67
يَأَيهُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهَدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِين
اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكردهاى. خدا تو را از مردم حفظ مىكند، كه خدا مردم كافر را هدايت نمىكند
تداین بقره 282
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبُ بِالْعَدْلِ وَ لَا يَأْبَ كاَتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْا فَإِن كاَنَ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشهْدُواْ شهَيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَينِْ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشهُّدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَئهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَئهُمَا الْأُخْرَى وَ لَا يَأْبَ الشهُّدَاءُ إِذَا مَا دُعُواْ وَ لَا تَسْمُواْ أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلىَ أَجَلِهِ ذَالِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشهَّادَةِ وَ أَدْنىَ أَلَّا تَرْتَابُواْ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَرَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكمُْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَ أَشْهِدُواْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَ لَا يُضَارَّ كاَتِبٌ وَ لَا شَهِيدٌ وَ إِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقُ بِكُمْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شىَْءٍ عَلِيم
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون وامى تا مدتى معيّن به يكديگر دهيد، آن را بنويسيد. و بايد در بين شما كاتبى باشد كه آن را به درستى بنويسد. و كاتب نبايد كه در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپيچى كند. و مديون بايد كه بر كاتب املاء كند و از اللَّه، پروردگار خود بترسد و از آن هيچ نكاهد. اگر مديون سفيه يا صغير بود يا خود املاء كردن نمىتوانست، ولىّ او از روى عدالت املاء كند. و دو شاهد مرد به شهادت گيريد. اگر دو مرد نبود، يك مرد و دو زن كه به آنها رضايت دهيد شهادت بدهند، تا اگر يكى فراموش كرد ديگرى به يادش بياورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند، نبايد كه از شهادت خوددارى كنند. و از نوشتن مدّت دين خود، چه كوچك و چه بزرگ، ملول مشويد. اين روش در نزد خدا عادلانهتر است، و شهادت را استواردارندهتر و شك و ترديد را زايلكنندهتر. و هر گاه معامله نقدى باشد اگر براى آن سندى ننويسيد مرتكب گناهى نشدهايد. و چون معاملهاى كنيد، شاهدى گيريد. و نبايد به كاتب و شاهد زيانى برسد، كه اگر چنين كنيد نافرمانى كردهايد. از خداى بترسيد. خدا شما را تعليم مى دهد و او بر هر چيزى آگاه است
حجاب نور 30 – 31
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يحَْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِكَ أَزْكىَ لهَمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصْنَعُونَ(30)
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ يحَفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ جُيُوبهِنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرْ أُوْلىِ الْارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُواْ عَلىَ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يخُفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمُْ تُفْلِحُونَ(31)
به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش فروگيرند و شرمگاه خود نگه دارند. اين برايشان پاكيزهتر است. زيرا خدا به كارهايى كه مىكنند آگاه است. (30)
و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خويش فروگيرند و شرمگاه خود نگه دارند و زينتهاى خود را جز آن مقدار كه پيداست آشكار نكنند و مقنعههاى خود را تا گريبان فروگذارند و زينتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود يا پدر خود يا پدر شوهر خود يا پسر خود يا پسر شوهر خود يا برادر خود يا پسر برادر خود، يا پسر خواهر خود يا زنان همكيش خود، يا بندگان خود، يا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، يا كودكانى كه از شرمگاه زنان بىخبرند. و نيز چنان پاى بر زمين نزنند تا آن زينت كه پنهان كردهاند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنيد، باشد كه رستگار گرديد. (31)
حفظ حجر 9
إِنَّا نحَنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحَافِظُون
ما قرآن را خود نازل كردهايم و خود نگهبانش هستيم.
خمس انفال 41
وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شىَْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلىَ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلىَ كُلِّ شىَْءٍ قَدِير
بدانيد كه هر گاه چيزى به غنيمت گرفتيد خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است. و خدا به هر چيز تواناست.
سیف (قتال) توبه 5
إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثمَُّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْا وَ لَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلىَ مُدَّتهِمْ إِنَّ اللَّهَ يحُبُّ الْمُتَّقِينَ(4)
فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشهْرُ الحْرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتَوُاْ الزَّكَوةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(5)
مگر آن گروه از مشركان كه با ايشان پيمان بستهايد و در پيمان خود كاستى نياوردهاند و با هيچ كس بر ضد شما همدست نشدهاند. با اينان به پيمان خويش تا پايان مدتش وفا كنيد، زيرا خدا پرهيزگاران را دوست دارد. (4)
و چون ماههاى حرام به پايان رسيد، هر جا كه مشركان را يافتيد بكشيد و بگيريد و به حبس افكنيد و در همه جا به كمينشان نشينيد. اما اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات دادند، از آنها دست برداريد، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است. (5)
آیة الکرسی بقره 255
اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَْ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لَا يُحِيطُونَ بِشىَْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا يَُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُِّ الْعَظِيمُ(255)
لَا إِكْرَاهَ فىِ الدِّينِ قَد تَّبَينََ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمَيعٌ عَلِيمٌ(256)
اللَّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را فرا مىگيرد و نه خواب سنگين. از آنِ اوست هر چه در آسمانها و زمين است. چه كسى جز به اذن او، در نزد او شفاعت كند؟ آنچه را كه پيش رو و آنچه را كه پشت سرشان است مىداند و به علم او جز آنچه خود خواهد، احاطه نتوانند يافت. كرسى او آسمانها و زمين را در بر دارد. نگهدارى آنها، بر او دشوار نيست. او بلندپايه و بزرگ است. (255)
در دين هيچ اجبارى نيست. هدايت از گمراهى مشخص شده است. پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده كه گسستنش نباشد. خدا شنوا و داناست. (256)
مباهله آل عمران 61
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَذِبِينَ(61)
از آن پس كه به آگاهى رسيدهاى، هر كس كه درباره او با تو مجادله كند، بگو: بياييد تا حاضر آوريم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما برادران خود را و شما برادران خود را. آن گاه دعا و تضرع كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بفرستيم. (61)
آیه مشیت کهف 24 – 23
وَ لَا تَقُولَنَّ لِشَاْىْءٍ إِنىِّ فَاعِلٌ ذَالِكَ غَدًا(23)
إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَ اذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسىَ أَن يهَدِيَنِ رَبىِّ لِأَقْرَبَ مِنْ هَاذَا رَشَدًا(24)
هرگز مگوى: فردا چنين مىكنم، (23)
مگر خداوند بخواهد. و چون فراموش كنى، پروردگارت را به يا دآر و بگو: شايد پروردگار من مرا از نزديكترين راه هدايت كند. (24)
نور نور 35
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فىِ زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنهَّا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكاَدُ زَيْتهُا يُضىِءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلىَ نُورٍ يهَدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكلُِّ شىَْءٍ عَلِيمٌ(35)
خدا نور آسمانها و زمين است. مثَل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى باشد، آن چراغ درون آبگينهاى و آن آبگينه چون ستارهاى درخشنده. از روغن درخت پربركت زيتون كه نه خاورى است و نه باخترى افروخته باشد. روغنش روشنى بخشد هر چند آتش بدان نرسيده باشد. نورى افزون بر نور ديگر. خدا هر كس را كه بخواهد بدان نور راه مىنمايد و براى مردم مثَلها مىآورد، زيرا بر هر چيزى آگاه است. (35)
و ان یکاد قلم 51
وَ إِن يَكاَدُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَيزُلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سمَعُواْ الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لمَجْنُونٌ(51)
وَ مَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ(52)
و كافران چون قرآن را شنيدند نزديك بود كه تو را با چشمان خود به سر درآورند و مىگويند كه او ديوانه است، (51)
و حال آنكه قرآن براى جهانيان جز اندرزى نيست. (52)
سوره ( یعنی بریده شده )
سوره توبه بسم ا… ندارد در آغاز
سجده واجب = سجده – فصلت – نجم – علق
در همین رابطه به مطلبی از اقای قراءتی در سایت بولتن نیوزمورخ 7 -2-1391 برخورد کردم که بی ارتباط با مبحث بالا نمی باشد . لذا عین مطلب را می آورم:
خداوند در قرآن ميگه كه اگر قرائت قرآن آسونه، حفظ آن هم آسونه و اگر به شما فشار ميآيد و با چنگ و دندان آن را حفظ ميكنيد و بعدا آن را فراموش ميكنيد، آن را حفظ نكنيد.
حفظ قرآن داراي يك ارزش و مقام بالايي است و بسيار لطف خداوند است كه كسي بتواند آن را حفظ كند، به شرطي كه آسان باشد. قرآن شيوه حفظ را ترتيل گفته و بعضي كارهايي كه با قرآن ميشه، اينها مغازه است؛ مثلا آيه الكرسي را يك نفس خواندن نه عقل گفته و نه شرع. ما خودمان يك نفر را در ميدان شوش داريم كه با يك نفس يك ليوان آبغوره را سر ميكشد؛ اينها بازيه. روزي رفتم جايي و ديدم خانمي با دست هاي خود و ايما و اشاره قرآن ميخواند؛ گفتم ما رقص با قرآن نداريم.
حقهبازيهايي كه با قرآن ميشه مثلا چند تا موبايل ميخره و استخاره ميكنه و تلفن ميزنن بهش كه مي گه سطر اول رو بخون و سطر آخر اون يكي سمت را بخون و بعد ميگه شما چي ميشيد و چي مي شيد، شما غلط ميكنيد اين حرف ها را مي زنيد. اينها مبناش چيه؟
دخترم تماس گرفت و گفت كه بخوان و ايشان خواندند و سپس گفت شما ازدواجتان عقب ميافتد و اگر هم ازدواج كنيد تا چند سالي بچه دار نميشويد؛ ناراحت نباش. دخترم گفت كه آقا من دو تا از بچههام دانشجواند و من بهشون گفتم نان ميخواهي بخوري خداوند به سگهاي ولگرد روزي ميدهد، به سوسكهاي سوراخها روزي ميدهد؛ به چه دليلي اين كلكها را ميزني تا پول مردم را جمع كني؟ من گولخوردههاي خودم را ميگم؛ چون من تا حالا يك روزنامه هم نخوندم و از اول انقلاب تا حالا يك فيلم هم نديدم چون وقت ندارم. آنقدر كارهاي واجب دارم كه به مستحبات نميرسم.
ما را بردند توي يك سالن و گفتند اينها قرآنياند و از اينها تجليل كنيد. به آنها گفتم اينها چه كردند، گفتند پژوهشهاي قرآني. گفتم من هم قرآنيام، پژوهشيام بعد بهشون گفتم كه يك آيه در قرآن داريم كه 11 تا قاف دارد و هر كسي پيدا كند، جايزه دارد؛ اينها از اول تابستان تا آخر تابستون رفتند قاف شماري.
قرآن نازل شده تا شما قاف بشماريد؟ تفسيري كه به ما دادهاند كه اخيرا چاپ شده كه اين سوره دو هزار و 700 حرف، 750 كلمه، چند تا حرف و چند تا تشديد داره. مثل اين ميمونه كه بگيد ابوعلي سينا چند كيلوه، شماره پاش چنده، مسجدالحرام چند تا بلندگو دارد و جماران چند تا موزائيك؛ آخه اينها علمه حضرت عباسي؟!
خدا ميدونه چقدر در دانشگاه، دبيرستان و حوزه حرفهايي است كه دونستنش نه مستحب و نه واجبه و نه نياز فرد و نياز جامعه است. همه اينها مزخرفه. قرآن درباره حرفهاي مزخرف ميگه درس بخوانيد چيزي كه ضرر دارد. آيا واقعا سوره كهف نازل شد براي اينكه اونا شش تا بودند يا هفتا؟!
يك حديث داريم كه مومن آينه مومن است. من اين حديث را حدود 40 سال پيش خواندم و به اين نتيجه رسيدم كه يك آينه فقط زشتي را نميگه؛ هم زشتي را ميگه هم زيبايي. به اين معني كه عيبهاي مردم را ميگويي، خوبيهاي آن را هم بگو، دوم آيينه از رو به رو ميگه از پشت سر نميگه، سوم آينه مانند ذره بين عيب مردم را بزرگ نميكنه و واقعيت را ميگه، چهارم آينه قصد و غرض نداره چون جلا دارد عيب را ميگه، پنجم آينه رعايت پست و مقام را نميكند، شش آينه تا وقتي عيبي ميگه كه گرد زده نباشه؛ تا وقتي حرفت اثر دارده كه خودت عيب و ايراد نداشته باشي و هفت آينه اگر بشكند باز سياهي را نشان ميدهد؛ مومن را اگر زجر هم ببيند باز حرف خودش را ميزند.
29 تا نكته درآوردم و اين تدبر است. تفسير به راي مثل اينكه از قرآن چيزي در نميآد و اضافه ميكني توي اون مثل آيه بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه يكي گفته بخوريد و بياشاميد تا ريشتان سفيد شود! اين مو از كجا آمده؟ كجا خدا گفته انسان آزاده بره گناه كنه و زماني كه موهاش سفيد شد ديگر گناه نكند؟
اين تفسير به راي بعضي از آقايون شخصيت زدهاند و به خودشون زحمت نميدن فكر كنن. علامه طباطبايي فرمود تفسير قرآن بايد دو سال به دو سال عوض شود؛ اصلا 50 سال پيش در ذهن پدر شما پيتزا نبود و هر چه ابتكار و اختراع بشر بيشتر ميشه، بايد تفسير هم …
آيت الله صافي در سفرنامه حج خود گفت: زماني كه سوار هواپيما شدم براي سفر به مكه، هواپيما تا ابرها بالا رفت و از ميان ابرها حركت كرد و مثل يك كوه به نظر ميرسيدند يعني چه نشانههاي در آسمان هست كه بشر به راحتي از آن عبور ميكند و نسبت به آن بياعتنا هستند. قديم چون هواپيما نبود معناي تماشا كردن استفاده مي شد و پيشرفتهاي علم باعث ميشه ذهن آدم پيشرفت كنه.
چند روز پيش جمعي از اساتيد دانشگاه آمدند ستاد نماز و گفتند: «والابحار سجرت» زماني كه دريا جوش آمد. گفتم به نظر شما ميرسه …
نظام هستي با يك صدا متلاشي ميشه، زمين تكون ميخوره و زمين كه تكون بخوره، كوهها راه ميافتند و بهم ميخورند و تكه تكه ميشوند و تبديل به شن ميشوند و تبديل به پنبه ميشوند و اقيانوسها به جوش ميآيد. ايشان گفتند: يك معناي ديگر اين است كه ژاپن از آب بنزين ميسازه و من گفتم رد نميكنم شايد.
اين قرآن چندين رساله دكتري توشه مثل «والتين و زيتون» كه يك پژوهش علمي كه چرا خدا گفته به انجيل و زيتون قسم و رابطه اين دو تا در علم غذا شناسي چيه؟! يك رساله ديگرش اينكه «تين» يك بار و «زيتون» هفت بار در قرآن آمده اين يعني چي؟! اخيرا يك تحقيقي خارجي ها كردن كه خوردن يك انجيل برابر با هفت زيتون است و يه آثاري دارد كه اگر شش تا بشه اون آثار را ندارد.
از امام رضا (ع) پرسيدند كه چرا نماز واجبه؟ امام فرمود كه خداوند نماز را واجب كرده تا قرآن از محجوريت در بياد؛ چون هر كس نماز بخونه مجبوره 120 تا آيه قرآن هم بخونه؛ به اين معنا كه قل هو الله احد و سبحان ربي الاعلي دارد. مثل كسي ميمونه كه لباس ميشوره كه علاوه بر تميز شدن دستهاش، غذاش هضم ميشه، عرق بدنش در مياد و ايام فراغتش هم پر ميشه.
وقتي ما را ميبردند گفتند كه دانشگاه تهران جزو دانشگاههاي برتره و استادهاي بزرگي داره، ميخواهيد بهشون چي بگيد؟ گفتم: درسهايي از قرآن براي مردم عادي! بهش برخورد. گفتم: امروز آبكيترين حرفها رو ميخواهم بزنم. گفتند: آبروت ميره. گفتم: به شما ربطي ندارد. رفتم و گفتم كه اينجا دانشگاه تهرانه به من گفتند علمي صحبت كن و روي تخته نوشتم «و بالوالدين احسانا» و گفتم (ب) در بالا والدين به معناي احسان فرزند با دستان خود به والدينش است؛ چون والدين او را آورده يعني حساب والدين از همه جداست – چه مومن باشي چه كافر- احسان به پدر و مادر بر همه واجب است. آيات در قرآن زمان دارند و احسان كردن به زمان ليسانس و ارشد و دكتري مربوط نميشود.
اگر الف و لام داشت، احسان به معناي احسان مخصوص است و چون بدون الف و لام آمده است شامل هر كاري ميشود -احسان چهار بار در قرآن آمده و از نظر جغرافيايي در كنار توحيد قرار گرفته به اين معني كه بعد از توحيد احسان به پدر و مادر واجب است- يكي از راههاي تربيت و شكستن غرور، سير و سلوك و خودسازي احسان است كه اين تدبر است.
گفتم اساتيد، دانشجويان باسوادترين افراد دنيا پهلوي سادهترين كلمات بايد … و اين مراسم و كنگرهها … كبريت به شرطي ارزش دارد كه چراغ روشن بشه چراغ غذا را بپزه و اون غذا به بدن شما برسد تا شما يك عمر آدم باشيد.
اين كنگرهها و مسابقات بايد سرچشمه حركتي باشد و گرنه ميشه «دست خواراندن»؛ يعني زماني دست آدم ميخواره، ميخوارونيد و تمام ميشود؛ يعني هيچ به هيچ بايد تصميم بگيرد قرآن را از محجوريت در بياوريد؛ اين را ميگن تدبر.

